«خوب، این اباطیل هم به هزار صفحه رسید. گاهی فکر میکنم رها کنم و آنچه را هم سرقدم رفتهام، بریزم دور. باز گاهی میگویم: نه، چرا؟ عُمرت را درین سطور نهادهای که با همۀ ابتذال و حماقت و کثافتش، معرّف خوبی است، برگردان ناخودآگاه و شاید دقیقی است از عمر هَدَری که در این …
ویژه مشترکین بینهایت
این نوشته را پسندیدی؟
۱
اطلاعات چاپ
این نوشته در شماره ۱۸۰ ماهنامه ادبیات داستانی چوک (مرداد ۱۴۰۴) منتشر شده است.