بیت‌الاحزان<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

بیت‌الاحزان

مجله عین

۸ دقیقه مطالعه

sharebookmark

بیت‌الاحزان

«وَ اجْتَمَعَ شُیُوخُ أَهْلِ الْمَدِینَهِ وَ أَقْبَلُوا إِلَى أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ(ع) فَقَالُوا لَهُ یَا أَبَا الْحَسَنِ إِنَّ فَاطِمَهَ(ع) تَبْکِی اللَّیْلَ وَ النَّهَارَ فَلَا أَحَدٌ مِنَّا یَتَهَنَّأُ بِالنَّوْمِ فِی اللَّیْلِ عَلَى فُرُشِنَا وَ لَا بِالنَّهَارِ لَنَا قَرَارٌ عَلَى أَشْغَالِنَا وَ طَلَبِ مَعَایِشِنَا وَ إِنَّا نُخْبِرُکَ أَنْ تَسْأَلَهَا إِمَّا أَنْ تَبْکِیَ لَیْلًا أَوْ نَهَاراً فَقَالَ(ع) حُبّاً وَ کَرَامَهً فَأَقْبَلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ (ع) حَتَّى دَخَلَ عَلَى فَاطِمَهَ (ع) وَ هِیَ لَا تُفِیقُ مِنَ الْبُکَاءِ وَ لَا یَنْفَعُ فِیهَا الْعَزَاءُ فَلَمَّا رَأَتْهُ سَکَنَتْ هُنَیْئَهً...»[۱]

1

«جمعی از پیرمردان مدینه نزد امیرالمؤمنین(ع) آمده و گفتند: اى ابوالحسن! فاطمه(ع) شب و روز گریه می‌کند و ما علاوه بر آنکه روزها در طلب معیشت هستیم، شب‌هنگام نیز خواب خوشی نداریم. به فاطمه(س) بگو یا شب گریه کند یا روز. حضرت فرمود: مانعى ندارد و سپس این موضوع را با فاطمه (س) در میان نهاد، ولى دریافت که فاطمه (س) از گریه آرام نمی‌گیرد و از عزاداری دست برنمی‌ندارد اما هنگامی که علی(ع) ‌ را دید برای مدت کوتاهی آرام شد.

علی(ع) به فاطمه فرمود: «ای دختر رسول خدا، پیرمردان مدینه به من گفته‌اند که از تو بخواهم یا شب گریه کنی یا روز» با این حال، فاطمه (س) گفت: اى ابوالحسن! من چندان در میان این مردم زندگی نخواهم کرد و به‌زودى از میان آنان خواهم رفت. على جان! به خداوند سوگند من شب و روز از …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شمارهٔ دو، مجله مطالعات آیینی عین، (۱۴۰۲) منتشر شده است.