تجربهها و درسهای زیادی از جوانی در زمینه نوحهسرایی و مناجات خوانی نزد حاج ماشاءاللّه عابدیفرد آموخته است.صحبت درباره حاج ماشاءاللّه برایش سخت است چراکه براساس شناختی که از منش و خلق و خوی حاج آقا دارد، میداند او همیشه از شهرت و شناخته شدن پرهیز کرده و تأکید دارد حاج آقا اصلا دوست ندارند درباره چیزهایی صحبت کنیم که باعث شهرتشان شود. همراهی همیشگی این شاگرد در کنار حاج ماشاءاللّه عابدیفرد سبب شده تا او هم در احوالاتی همچون حاج آقا عمل کند و دوست نداشته باشد نامش در جایی از گزارش ذکر شود اما با اصرار ما اجازه میدهد.
میثم مومنینژاد شاعر و نوحه سرای اهلبیت(ع) که اکنون بیش از سه دهه است در جلسات حاج ماشاءاللّه حضور پیدا میکند، خاطرات بسیاری از حاج آقا دارد و بخشی از آنچه را که احساس میکند برای مردم و علاقهمندان به ذاکران اهلبیت(ع) مفید باشد، بیان میکند.
با دفتر اشعارت بیا
سال ۱۳۷۴ با یکی از دوستان، نزد حاجآقا عابدیفرد در مسجد شهدای تهران رفتم و بعد از پایان مناجاتخوانی آن دوست بزرگوار، من را به حاج آقا معرفی کرد و گفت که این جوان در سرودن شعر مهارت دارد. حاج آقا عابدیفرد هم با خوشرویی استقبال و من را برای روز یکشنبه به منزلش دعوت کرد و گفت دفتر اشعارت را هم بیاور.این نخستین جلسه حضوری من با حاج آقا عابدیفرد بود.
به خاطر دارم حاج آقا در جلسات مناجاتخوانیشان یک برگه کوچک دستشان میگرفتند وحدیثی روی آن مینوشتند و بالای برگه یک مسئله شرعی طرح میکردند و در نهایت پایین برگه شعری به نگارش درمیآوردند.
زمان آشنایی من با حاج آقا در ایام فاطمیه بود و هنوز برگههای نخستین جلسه با حاج آقا را دارم که با مطلع «سوزم و سازم و ناید ز درون فریادم کاش من زودتر از فاطمه، جان …