خطبه فاطمی
صدای لرزش مسجد به چشم میآمد
چه میگذشت که رحمت به خشم میآمد
***
چه مسجدی که مصلای ناسپاسیها...
چه مسجدی که رکبخوردۀ سیاسیها...
***
و منبری که پس از مصطفی مجسمه بود
و پنج وعده به جای نماز، همهمه بود
***
زنی صدای قیام زمانه شد آن روز
خِمار[۱] بست و به مسجد روانه شد آن روز
***
رسید و آه کشید و حماسه برپا کرد
رسید و لب به سخن باز کرد، غوغا کرد
***
که آیه آیۀ اعجاز در کلامش بود
و بعد حمدِ خداوند، اینچنین فرمود:
***
قسم به امر خدا آن ارادۀ ابدی
منم که فاطمهام، نیست مثل من احدی
فَإنَّکُم تَجِدُنَّ محمّداً نَسَبی
و لا یَکونُ أباکُم و قد یکونُ أبِی
***
مرور میکنم از روزهای تیره و تار
تمام واقعه را ای مهاجرین! انصار!
***
در آن زمانه که حرفی نبود از اسلام
برهنه بودنتان بود جامۀ احرام