از گلوبر روشا تا ابراهیم گلستان، از پیترگرینوی تا کیانوش عیاری<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

از گلوبر روشا تا ابراهیم گلستان، از پیترگرینوی تا کیانوش عیاری

مجله چوک

۱۵ دقیقه مطالعه

sharebookmark

آلترناتیو، زن است

(نگاهی به کانونی‌سازی‌های ایدئولوژیک در نادیده گرفتن ملاحظات فمینیستی در چند متن خاص از سینما و ادبیات داستانی)

مقدمه

_این چه قانونیه که از حق من دفاع نمی‌کنه؟

_چه کسی این همه حق به تو داده و به من هیچ نداده؟

_من هرچه دارم از گهواره دارم.

دیالوگی زننده است. اما این دیالوگ‌ها در یک فیلم بر زبان شخصیت‌ها جاری نشده‌اند. من این‌ها را از بافت خود جدا کرده و با زیرکی پروین اعتصامی،‌ در این متن به هم پیوسته‌ام. نخستین گزاره را منوئل رو به مالکِ (ارباب) زورگویی می‌گوید که گاوهای او را تصاحب کرده است. دومین گزاره را هدیه تهرانی از خسرو شکیبایی در فیلم کاغذ بی‌خط (ناصر تقوایی) می‌پرسد. و آن پاسخ؛ پاسخ آخر را محمد رجبی (در نقش آقا) در پاسخ به زنی در فیلم خانۀ پدری می‌دهد. اما همیشه این‌طور نمی‌ماند.

تنه

یکی از دو برداشت بنیادی از متن و بافت و نسبت آن‌ها با یکدیگر به الگوی «تقلید سه لایۀ» پل ریکور تعلق دارد. این الگو از قرار زیر است:

یک متن روایتی (۱) به وسیلۀ بافت فرهنگی با نظم نمادین خاص آن پیش‌پیکربندی می‌شود. این متن روایتی (۲) عناصر فراادبی (واقعی و خیالی) را در یک نظم نمونۀ زمانی و علّی با هم پیکربندی می‌کند. سرانجام در عملِ خواندن، ترکیب روایتی تحقق می‌یابد و به بخشی از نظم نمادینِ یک صورت‌بندی فرهنگی تبدیل می‌شود و در نتیجه (۳) پیکربندی مجدد می‌شود. چرخه در اینجا بسته می‌شود. درحالی‌که سطوح اول و سوم ریکور در حکم محل تلاقی متن روایت و بافت فرهنگ عمل می‌کنند، فقط تقلید (۲) یعنی پیکربندی عناصر متنی برای روایت‌شناس و تاریخدان ادبیات قابل مشاهده است. اینجاست که «ایدئولوژی شکل» جیمسون وارد بازی می‌شود: اگر صورت‌های روایتی را نه در حکم ظرف محتوا و معنا بلکه در حکم خود …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۱۸۰ ماهنامه ادبیات داستانی چوک (مرداد ۱۴۰۴) منتشر شده است.