معرفی و بررسی اجمالی داستان «زارابل»<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

معرفی و بررسی اجمالی داستان «زارابل»

مجله چوک

۷ دقیقه مطالعه

sharebookmark

زارابل، مجموعه‌ای از شش داستان کوتاه به نام‌های: زارابل، زاراگل، قلندر، دختر همیشه بهار ساکن ماه، حالا چه کنم؟ و ماخولیا است که در ۱۶۶ صفحه در سال ۱۴۰۳ چاپ شد. این کتاب، در نگاه اول مجموعه‌ای خاص و قابل تأمل به نظر می‌رسد.

این کتاب که به وسیلۀ انتشارات نون به زیور طبع آراسته شده است، از همان آغاز انتشار مورد توجه و مداقۀ بسیاری از نویسندگان، منتقدان و نیز علاقه‌مندان به ادبیات داستانی قرار گرفت.

در زمانِ حال که ادبیات زنده‌ِ ما با سبک و سیاق‌های مدرنیستی و پسامدرنیستی و ارائه داستان به فرم‌های مختلف مورد توجه نویسندگان است، تلفیق همۀ این اینها در یک مجموعۀ داستان به نظر کار مهم و ارزنده‌ای است.

در این روزگار رسم بر آن است که اگر نویسنده‌ای بخواهد در بارۀ زندگی شهری و یا روستایی داستان بنویسد آن را با جزئیات مشروح و باورپذیری نقل می‌کند که گویی خود در آن تجربه‌هایی که روایت می‌کند مشارکت داشته یا ناظر آن رویدادها بوده و آن شخصیت‌ها را از نزدیک مشاهده کرده است. القای این حس می‌تواند مخاطب را با متن درگیر سازد و او را به لطایف‌الحیل به متن متصل کند. این هدایت‌ها که همانا مجموعه‌ای از توانمندی‌های نویسنده است در کتاب زارابل به خوبی نمود دارد تا آنجا که می‌توان بر اساس شیوۀ کار او و تشریح و اعمال و افکار و توصیف و …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۱۸۰ ماهنامه ادبیات داستانی چوک (مرداد ۱۴۰۴) منتشر شده است.