شروعِ قصه کجا باشد یا ترانهی معاصر را از چه منظری بررسی کنیم، چیزی که تفاوت چندانی نمیکند جا ماندن بسیارانیست که به هرحال به خاطر محدودیتهای مرسوم هر نوع انتخابی، در لیستهای پایانی جا نمیشوند. البته که در اکثر شاخههای هنری، پدیدآورندگان مهجوری هم هستند که باب سلیقهی عوام و خواص نباشند، یا به دلایلی مثل حاشیهها و سروصدای کمتر یا همدوره بودن با چند ستارهی درخشانتر، صلاً دیده نشوند. دوستانم در نشریهی وزن دنیا بنا داشتند تا در یادداشتی به این جاماندهها بپردازیم ولی طبیعی است که این عنوان و انتخاب هم عاری از سلیقه و قضاوت شخصی نیست. پس شما هم میتوانید بسیارانی را به این لیست اضافه کنید. فقط پیش از این کار دعوتتان میکنم ترانهسرایان در سایهمانده را از نگاهی دیگر ببینید و بخوانید. این اسامی بدون هیچ ترتیب خاصی انتخاب شدهاند. همچنین از آنجایی که قرار است در مطلبی جداگانه، سانگ رایترها بررسی شوند، مطلب پیشرو فقط در مورد آنهاییست که ترانهسرا بودند و دستی بر آتش موسیقی نداشتند.
فرهاد شیبانی

ترانهسرایی که هرکدام از کارهایش را هم نشنیده باشید یا نشناسید، بعید است که شبی و خلوتی پیش بیاید و کسی گیتار دستش نگیرد تا آواز سردهد که «اما افسوس تو رو خواستن دیگه دیره، دیگه دیره...». شیبانی از مهجورترین و خاصترین ترانهسراهای ایران است. کسی که ۴۰ سال است کنج عزلت گزیده و حتا تن به گفتوگو و مصاحبه هم نمیدهد. هر تماسی برای همکاری را رد میکند و میگوید که دل خوشی از ترانهنوشتن ندارد. او در مرز بین ترانهی نوین، ترانهی فولکلور و تصنیفسرایی قدم برمیداشت ولی سبک و زبان ویژهی خودش را در ترانه سرودن پیدا کرد. «نازی ناز کن» و «باد و بیشه» با صدای ابی، «گل گلدون» با صدای …