نخست با بدبینی بهحقی که دارد نسبت به رسانههای درونمرزی، تلخ بود و تشر زد؛ بعد هم که رضایت داد به گفتوگو، اسکایپ و اینترنت بدقلقی میکردند و صدا وصل نمیشد و داشتیم ناامید میشدیم که ناگهان همهچیز روبهراه شد و گفت نباید ناامید شد. بعد دیگر از تلخی و بدبینی و تشر خبری نبود. نشستیم پای حرفهای شهیار قنبری که پرشور و عاشقانه از ترانه و ترانهسرایی سخن میگفت. در طول گفتوگو خبر از نظرسنجی و نتیجهاش نداشت و آخر که خبردار شد ذوق موقرش را پنهان نکرد و ما از ذوقش بیشتر ذوق کردیم. ما در پی یافتن پیوندهای او بودیم؛ پیوندهایش با شعر معاصر، با هنر معاصر، زیست معاصر و کوشیدیم با کمک خودش شگردهای سرایش و بوطیقای ترانهاش را بیابیم تا به راز آن همه ترانهی ماندگار که چند نسل از برشان کرده و هنوز زمزمهشان میکند پی ببریم. از روزهای دور گفتیم و رسیدیم به روزهای نزدیک و امروز و انگار در این مرور تنها از او و کارش سخن نمیگفتیم؛ تاریخی را مرور میکردیم که نسلی عصیانی رقم زد و دهها صدای خوش و ماندگار انگار توی ذهنمان زنده شدند و دهها ترانهی ناب باز به خاطرمان آمدند. باشد که با خواندن این گفتوگو برای شما نیز تجربهای همسان رقم بخورد. او از آلبوم جدیدش هم گفت که چهار سال است روی آن کار میکند و ده قطعه دارد. یکی از ترانهها به زبان انگلیسی است و بقیه فارسی. در یکی دو ترانه هم چند جمله فرانسوی وجود دارد:«بیشتر ترانهها عاشقانههایی است برای همسر از دست رفتهام اما هیچ کدام مرثیهنامه نیست. عاشقانههایی است برای آدمهای زنده. فکر کنم چون آخرین تجربهام است باید بهترین تجربهام باشد.»

آقای قنبری سؤال نخست را به سیاق مرسوم میخواهیم کمی شرححالانه بپرسیم. اینکه بهطورکلی آشناییتان با …