بمانی سادگی اردلان سرفراز در عشق، شاعرانگی ایرج جنتیعطایی در زبان و صداقت شهیار قنبری در بیان احساسات را در ظرف تازهای از زبان که مختص خودِ بمانی است، ترکیب و حرف تازهای ارائه کرده. آنجا که میگوید:
«شب از جایی شروع میشه
که تو چشماتو میبندی...»
شانهبهشانهی شهیار قنبری ایستاده که قلبش را در مشت گرفته و به معشوق پیشکش میکند:
«قلب من اندازهی مشت منه
مشتمو برای تو وا میکنم...»
یا وقتی میگوید:
«هر جای دنیایی دلم اونجاست...»
آیندهی اردلان سرفراز است که سینهاش میعادگاه یار بود:
«هرچی که جادهست رو زمین
به سینهی من میرسه...»

بمانی چکیدهی ترانهسراهای پیش از خود است اما هیچکدام از آنها نیست. اگرچه گاه و بیگاه و پس از انتشار اثری که با استانداردهای روزبه بمانی اثر پیشرویی نیست، سروصدایی از چند همکار بلند میشود (منتقد که اصولاً نداریم!) اما به عقیدهی من …