ایرج جنتیعطایی پدیدهی خاص ترانهسرایی ماست؛ چه در میان همنسلانش و چه در میان نسلهای قبل و بعد. این ویژگی صرفاً به دلیل نقش او در ترانهی نوین یا نگاه و اندیشهی عاشقانه یا رویکردهای اجتماعیاش یا کار با برجستهترین آهنگسازان و خوانندگان و مواردی از این دست نیست. همهی اینها هست و همه، اینها نیست!
موضوع اینجاست که همهی کسانی که نامی بلند در ترانهسرایی این سرزمین دارند، از همهی این عناصر کم یا بیش سود بردهاند و جز اینهمه نباید باشد. پس چرا من فکر میکنم او گوهری بیش از دیگران دارد؟
نگاهی به بیش از ۵۰ سال ترانهسرایی او به ما میگوید که مهمترین ویژگی ترانههای او بهرهگیری از زبانی نامرسوم در ترانه و استفاده از تصاویری نامرسومتر است. اما چرا نامرسوم؟
برای توضیح این مطلب، اول باید مرسوم را تعریف کنیم. مرسوم این بوده و هست که ترانه را شعری با زبان ساده و اصولاً محاوره، سریعالانتقال و دارای تصاویری مقرون به ذهن و البته سرشار از عاطفه میدانند. حتی ترانهی نوین ایران این قاعده را به روشنی پذیرفته است که مخاطب واژگان فخیم و ساختار آرکائیک …