تیغ و ابریشم<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

تیغ و ابریشم

جمع بندی نتایج نظرسنجی بهترین ترانه سرای قرن

ماهنامه وزن دنیا

۸ دقیقه مطالعه

sharebookmark

تا دمِ سحر/ شهيدایِ شهر/ با فانوسِ خون/ جار می‌کشن

تو خيابونا/ سرِ ميدونا:

عمو يادگار/ مردِ کينه‌دار/ مستی يا هشيار/ خوابی يا بيدار؟

احمد شاملو

از همان شماره‌ی نخستین وزن دنیا، تحریریه‌ی مجله به صورت جدی تصمیم گرفت که ترانه را به عنوان یکی از صورت‌های شعری، در سپهر رصد خود از فضایی شعری ایران بگنجاند و به دعوای بی‌مورد «ترانه شعر نیست» پایان دهد. چراکه این صورت شعری را به عنوان رویکردی مدرن و قابل ارتباط با فضای عمومی جامعه می‌دانست و از همین رو درصدد برآمد در هر شماره نمونه‌هایی از آثار ترانه‌سرایان را منتشر کند. کم‌وبیش هم در این مسیر گام برداشت. البته فضای داخلی ترانه‌سرایان و امتناع آنان از چاپ ترانه‌ی اجرا یا کتاب نشده‌شان به نوعی سنگی بود در این مسیر و وزن دنیا با شناخت از این موضوع تمام تلاشش را کرد که رسانه‌ی ترانه‌سرایان هم باشد. نیم‌پرونده‌ای که درباره‌ی ابراهیم منصفی جمع‌آوری و چاپ شد هم به نوعی تلاشی دیگر برای پرداختن به گونه‌ای اصیل و کمتر پرداخته شده به عنوان ترانه‌های محلی بود.

وسوسه‌ی ترانه‌سرای قرن

اما شماره‌ی یازدهم داستان دیگری داشت. «ترانه‌سرای قرن» در آخرین ماه‌های سده‌ای پرمخاطره در فرهنگ و هنر ایران، موضوعی جذاب و البته چالش‌برانگیز بود. با فضای امروزی اگر نگاه کنیم، مرزهای تصنیف‌سرایی، سرود و ترانه در حال حاضر بسیار کم‌رنگ و تجمیع‌شده در ترانه است اما شکاف بین این گونه‌های ادبی در زمان خود، ضرورت تصمیمی را پررنگ می‌کرد که یا این سه از هم تفکیک شوند یا در بافتی کلی و در ادامه‌ی هم قلمداد گردند. به هر رو پس از مشاوره‌هایی با بیرون از تحریریه و از آن‌جا که برخی از …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۱۱ مجله وزن دنیا (آذر ۱۳۹۹) منتشر شده است.