ترانه در قرنی که گذشت<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

ترانه در قرنی که گذشت

مروری گذرا بر یک قرن ترانه‌ی ایران

ماهنامه وزن دنیا

۲۳ دقیقه مطالعه

sharebookmark

درآمد

گرچه هدف این جستار تعریف ترانه نیست، اما آن‌قدر این مفهوم و مفاهیم وابسته به آن، مثل ترانه‌سرایی، محل نزاع و سوءبرداشت است که مرا وادار می‌کند پیش از نگاه به تاریخ این پدیده، چند سطری به مفهوم و تعریف آن بپردازم. پدیده‌ای که از شکل و فرم ارائه‌اش گرفته تا نامش بارها دست‌خوش تغییر و تحول‌ شده. حتا درهمین نیم‌قرن اخیر، شاهد برداشت‌هایی گاه متناقض از واژه‌ی ترانه، از سوی هنرمندانی هستیم که خود از آفرینش‌گران جدی این‌گونه‌ی هنری هستند. ترانه‌سرایان بزرگ و صاحب‌سبک، آن‌قدر تعریف ترانه را بدیهی دانسته‌اند که درگفت‌وگوها و نوشته‌هایشان کم‌تر نیازی به ارائه‌ی تعریفی جامع و مانع دیده‌اند و اگر اشاره‌ای هم کرده‌اند در قالب تعاریف شاعرانه‌ای، البته بسیار زیبا، اما ناکارآمد برای مباحث تئوریک بوده است. بررسی تعاریفی که از سوی بزرگان ترانه‌ی معاصر از ترانه صورت گرفته و «سعید کریمی» در کتاب «مبانی ترانه‌سرایی» [۱‌] به بسیاری از آن‌ها اشاره کرده، نشان می‌دهد این بزرگان بیشتر دریافتی کلی و شخصی از مفهوم ترانه دارند و تعاریفشان فاقد شاخص‌هایی برای تشخیص ترانه از ناترانه است. آثار مکتوب دیگری که در حوزه‌ی تئوری ترانه نوشته شده‌اند نیز کمتر وارد بحث تعریف ترانه شده‌اند و به بررسی تاریخ تطور این پدیده یا مفهوم کلامی «ترانه» بسنده کرده‌اند. برخی نیز ترانه را به سادگی، کلام همراه با موسیقی دانسته‌اند. تعریفی که می‌تواند از سرود ملی و مرغ سحر گرفته تا بوی خوب گندم و همه‌چی آرومه و تیزر تبلیغاتی آهنگین سس مایونز را در برگیرد، بی‌آن‌که به وجوه هنری و ارزش‌های ادبی توجه داشته باشد. عده‌ای ترانه‌سرایی را هم‌معنی خنیاگری و معادل سانگ‌رایتینگ دانسته‌اند و لزوم ترانه‌سرا بودن را خلق هم‌زمان ترانه و …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۱۱ مجله وزن دنیا (آذر ۱۳۹۹) منتشر شده است.