از نهادهای مهم شعری که بهویژه طی چهار دههی اخیر رونق و تداوم داشتهاند، کارگاههای شعرند.کارگاههایی که در ابتدا در انحصار چهرههای پیشکسوت و کهنهکار شعر ایران بودند و حالا چندسالی است، شاعران تثبیتشدهی جوانتر هم در برگزاری آنها اشتیاق نشان میدهند. بازتاب فعالیتهای این نهادها اجازه میدهد تصویری را که از شعر امروز در ذهنمان ساخته میشود، کاملتر ببینیم. در این شماره صفحات کارنامه را به کارگاه شعر روجا چمنکار و نمونههایی از آثار هنرجویانش اختصاص دادهایم.
تمرین ذهن و دست برای نوشتن، فارغ از نتیجه و حاصل کار، همیشه برایم مهمترین و جذابترین بخش روند نوشتن بوده است. تحصیلات آکادمیک در رشتههای سینما و تئاتر هم لذت تمرینات گروهی و انفرادی نوشتن را در من دوچندان کرد. هر چند به شهودی بودن، جنون و غریزۀ شعری آنقدر معتقدم که نقش ناخودآگاه در لحظۀ نطفه بستن شعر را اصل میدانم، اما از سویی با تربیت کردن گیرندههای حسی برای جذب هر اتفاق روزمره میتوان به تداوم این لحظه یاری رساند و از سوی دیگر با پشتوانۀ تئوریک میتوان در پرداخت و ویرایش آنچه آفریده شده خبره شد. از همین روست که به باور من سلیقه امری صرفاً شخصی نیست. میتوان سلیقۀ ادبی و هنری و به طور کلی نگاه زیباشناختی را پرورش داد.
اما آنچه برایم انگیزهای شد برای برگزاری کارگاههای شعر به صورت دورهای، دو تجربۀ شخصی بود. یکی تدریس واحدهای درسی «آشنایی با شعر معاصر ایران و جهان» در دانشگاههای تهران و دیگری برگزاری آتلیهها و کارگاههای نوشتن خلاق در …