مرگ شعر<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

مرگ شعر

ماهنامه وزن دنیا

۶ دقیقه مطالعه

sharebookmark

همه‌ی ما به معنی و مفهوم و مبنای علل وجودی بسياری از حالت و احساس‌های خاص که هرازچند گاه به ما دست می‌دهند و ما را گرفتار خود مي‌کنند ‌بسيار فکرکرده‌ايم‌. مثلاً غم و يا شادی که عموماً از لحاظ حسی ما آن‌ها را عنصر و پديده‌ای مستقل می‌شماريم و هميشه به علل وجودی و پديدار شدن آن‌ها بسيار می‌انديشيم. راستی غم چيست؟ اگر سؤال زندگی و تفکر جمعی و تنهايی ما اين باشد پاسخ آن چه خواهد بود؟!

خواهيد گفت‌: دگرگونی حالت وتغيير وضع وتعادل روحی و روانی در اثر بروز حادثه‌ای و يا از دست رفتن عنصری‌، خواسته‌ای‌، آرزويی و اميدی و... اما من برای تعريف آن‌، نگاه ديگری به مسئله دارم و می‌پرسم اگر ما جهان‌ محيط اطرافمان را با زبان می‌بينيم آيا غم زبان است؟ يا مفهومی است که در درون زبان اتفاق افتاده و پديدار می‌شود. اگر اين معنی و تعريف را بپذيريم در اين صورت اين پرسش دوباره طرح می شود که غم را چه می‌توان گفت؟ اگر بخواهيم تعريف کنيم. غم را چه تعريفی می‌توان کرد؟

آيا بروز غم در اثر تحولی است که در شناخت ما روی می‌دهد و اين تحول در پی اتفاقی، حادثه‌ای يا شنيدن آوازی و يا نوای موسيقی خاصی و يا تکرار و يادآوری خاطره‌ای که کلاً به‌عنوان پديده‌های تاثيرگذار نام …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۱۱ مجله وزن دنیا (آذر ۱۳۹۹) منتشر شده است.