مروری بر کارنامه‌ی نقادی عنایت سمیعی: انسان درون او معصومانه شکاک است<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

مروری بر کارنامه‌ی نقادی عنایت سمیعی: انسان درون او معصومانه شکاک است

برای «عنایت سمیعی»

ماهنامه وزن دنیا

۷ دقیقه مطالعه

sharebookmark

سلام نظامی نمی‌دهم

دستم را سایبان چشمم کرده‌ام

که به دریا نگاه کنم.

مشکوک می‌زنم یانه

حرفم چیز دیگری‌ست.

دریای داخل صدف

صبرش تمام شده‌ست از بلاتکلیفی

ناخدای بی‌ادعا می‌گوید.

سعی می‌کنم که

هم دریارا از حبس نجات دهم

هم لطمه‌ای به صدف نرسانم.

در چنین اوضاعی‌ست

که نمی‌دانی

حرف زدن با چاه

سخت‌تر است

یا مجادله با دیوار.

چقدر تعداد سنجاقک‌هایی

که خودخواسته به دیوار

نصب می‌شوند،

زیاد شده‌ست.

فصل بهار

موسم شیدایی موجودات است.

بسیار خوب!

عنایت سمیعی شاعر است و بسیاری برآنند که منتقد ادبیِ توانایی‌ست. داوری‌های زیادی هم کرده‌ست و گفته: این خوب است، آن بد است، یا آن‌طور که خودش گاهی ـ بنا به موقعیت ـ می‌گوید: نیمکشِ وسط!

می‌خواست دوش عذر جفاهای او خیال

سد تیرِ آهِ نیمکشم در کمان بماند.

هرکس که شعرهایش را بخواند؛ مثلاً شادیانه روز بهتر یا فال قهوه، با تخیل نیرومند و زبان پیراسته و کمال‌گراییِ او مواجه می‌شود. منظومه‌ای را بارها و بارها می‌خواند و تغییر می‌دهد اما خرسند نیست. منظومه را کنار می‌گذارد تا بعد فرصتی بیابد و دیگربار تغییراتی در آن ایجاد کند. طنزی پنهانی، ایهامی آشکار و ژرفکاوی در واژه‌ها از ویژگی‌های شعر اوست. در نقد هم بی‌گمان همین‌طور است. گاهی همچون کارآگاهی مچ شاعر یا نویسنده را می‌گیرد. البته نه آن‌طور که در پاورقی‌های پلیسی می‌بینیم. مچ‌گیری را همراه می‌کند با فکر و شعر و ادبیات و البته طنز، که تنبّهی هم به گوینده داده باشد. …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۱۰ مجله وزن دنیا (آبان ۱۳۹۹) منتشر شده است.