نمیدانم از تراژدی روزگار است یا طنز روزگار که در برههای قرار است «عنایت سمیعی» سوژهی نوشتارم باشد که انگار دوران حضیض نقد ادبی ماست. دورانی عفونی و زشت که نقد ادبی بدون چهرههای قابلاعتنا و اتکا، بدون نشریات تخصصی، بدون داشتن کاریزمایی برای جلب مخاطبان و نویسندگان در کنج روزنامهها و مجلات کمجانشده و بیخواننده حیاتی طفیلیوار و رو به افول را تجربه میکند. آنچه هست معمولاً یا کمارزش است و فاقد کیفیت انتقادی یا آلوده به مسائلی بیرون از ادبیات. چنین است که شور و التفاتی برنمیانگیزد و کاری با کسی یا چیزی،که همان نویسنده و ادبیات باید باشد، نمیکند. کسی با جدیت کار کسی را نمیخواند و میل و بنیهای برای نقد ندارد مگر در تلهی تعارف و رودربایستی و سفارش گیر بیفتد یا در پس ماجرا منفعتی باشد مادی یا معنوی. همنسل و …
ویژه مشترکین بینهایت
مروری بر کارنامهی نقادی عنایت سمیعی: فصل مشترک نقد عملی و نظری
دربارهی کار نقادی «عنایت سمیعی»
۵ دقیقه مطالعه
این نوشته را پسندیدی؟
اطلاعات چاپ
این نوشته در شماره ۱۰ مجله وزن دنیا (آبان ۱۳۹۹) منتشر شده است.