از جذبههای اسم با مسمای عنایت سمیعی خوب گوش فرادادن است. شیرین و تلخ خاطره است و طنزی گهگاه در بازی با کلمات که در هر مستمعش یادگار میماند.

رابطهی ما از دههی هشتاد که برای نقد و بررسی کتاب اسفار کاتبان، بابکخان طیبی او را به شیراز دعوت کرد آغاز شد و تا سالهای بلندی ادامه یافت. او آدمی است ذکاوتمند و خوشمشرب در جمع. چه شبها که در باغهای شیراز تا صبح غش و ریسه رفتیم و چه ساعتها به بحث و گفتوگوهای آموزنده گذشت... اینجا تنها از حضور فرهنگی-ادبی او یکی دو خاطره را نقل میکنم:
سال ۸۰ در دفتر مجلهی کارنامه من هم جزء هیأت داوران جایزهی شعر کارنامه بودم با جناب جواد مجابی، منوچهر آتشی، عنایت سمیعی و حافظ موسوی و حضور خاموش و گهگاه سیدعلی صالحی. هر چند مبلغ مالی جایزه به نسبت این سالها کم بود، از آنجا که خصوصی بود و با پول دستاندرکاران فرهنگی مثل آقای دولتآبادی و... اداره می شد، وجههای داشت و برای هواداران برخی شاعران شرکتکننده در رقابت تا حد بزنبزن اهمیت داشت. جایزهی کارنامه که بعداز مدتها سکوت در فضای شعر دومین سال خود را میگذراند با سرآوری اغلب بزرگان عرصهی شعر، مثل محمد حقوقی، محمدعلی سپانلو، علی باباچاهی، سیمین بهبهانی، شمس لنگرودی... اعتباری یگانه داشت و با تندیسهای شاعرانهی اردشیر رستمی، زیبایی و جلالی فراهم... سال ۸۰ سالی پرشور بود در خم گذر از دو دهه شعری که با کلاسهای دکتر براهنی شروع شده، مختصات سیلوار انقلاب را در خود جا داده و با ویژگیهای فردی شاعرانی مثل علی عبدالرضایی، بهزاد زرینپور، بهزاد خواجات، مهرداد فلاح، حافظ موسوی و... عجین شده بود: شاعرانی که هر یک …