سولماز نراقی :
۱. ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
۲. تولدی دیگر
۳. تنها صداست که میماند
۴. فتح باغ
۵. عروسک کوکی
۶. آیههای زمینی
۷. دیدار در شب
۸. وهم سبز
۹. پنجره
۱۰. دلم برای باغچه میسوزد
به علی گفت مادرش روزی، معروف به «علیکوچیکه» شعری از مجموعهی «تولدی دیگر» است که به زبان محاوره سروده شده. شاید گمان کنیم فرخزاد نیز، همانند بسیاری از شاعران عصر ترقی، از ایرج میرزا و پروین اعتصامی گرفته تا نیمایوشیج و احمد شاملو، تصمیم داشته سهم کوچکی از تجربهی شعری خود را به کودکان اختصاص دهد یا دست کم در این حیطه طبعآزمایی کند. از آنجا که زنانگی یکی از پارامترهای تعیینکننده در زبان و درونمایهی شعری فروغ است، توجه او به کودک را نیز میتوان ذیل تجربهی مادری و در پیوند با زنانگیاش تعبیر کرد. با اینهمه، دقیقتر که بنگریم، علی کوچیکه نه شعری برای کودک است و نه حتا دربارهی کودک. فروغ در این شعر که آکنده از خیالات کودکانه و کهنالگوهای پریانه است، بیش از هر چیز نگرش خود را نسبت به «کودکی» همچون اسطورهی «معصومیت از دست رفته» برملا میکند. انگارهی کودکی به صورتی که در شعر فروغ بازتاب یافته، قبل از هر چیز میراث دوران ترقی و نتیجهی بلافصل رسمیت یافتن کودک بهمثابهی یک موجودیت مستقل و در خور توجه است. از دیدگاهی رومانتیک، کودک نماد معصومیت و بیآلایش بودن است. میل به آویختن در خلوص کودکی یا نوستالژیای بازگشت به آن، نهتنها در این شعر، که در ذهنیت …