آناهیتا رضایی :
۱. ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
۲. پنجره
۳. وهم سبز
۴. ای مرز پرگهر
۵. تولدی دیگر
۶. پرسش
۷. هدیه
۸. آیههای زمینی
۹. بعد از تو
۱۰. باد ما را خواهد برد
Dying is an art like everything else /I do it exceptionally well/
I do it so it feels like hell/ I do it so it feels real/ I guess you could say I»ve a call.
SYLVIA PLATH [۱]
انتخاب یک شعر واحد از میان اشعار فروغ فرخزاد - به سیاق انتخاب «دختر شایسته»- ناممکن مینماید چرا که شعر او با تأکید بر دو دفتر پسین متشکل از وحدتی در نگرش و مضمون است. با اینهمه من با گوشه چشمی به شعر «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد» به تنش، وارونگی و تغییر موقعیت عناصر نمادین در شعر او خواهم پرداخت.
در ابتدای امر این نکته در خور باریکبینی است که هرجا دانش گفتمانی شکل میگیرد که موجد فضایی نمادین است، آن فضای نمادین مبین وجود یک هسته امرواقعیِ بیرون گذاشته شدهاست. ناشناختهای که در کشاکش دایم با جهان اجتماعیست. قلمرویی از بیان ناپذیری که فراچنگ نمیآید. مسئله بر سر توضیح این «امر واقعیِ بیرون گذاشتهشده» است. آنچه که تجسد پیدا نمیکند و انرژی حیات را به دنبال خود میکِشد. در متون کهن در باب پیدایش جهان از نگاه سومریان - اولین برپادارندگان تمدن در منطقهی تاریخی جنوب بین النهرین- آمده است. [۲] در …