فروغ چه کار مهمی برای شعر فارسی کرده است؟ چرا میتوان او را در کنار نیما و شاملو و سپهری از مهمترین چهرههای شعر فارسی در ۱۰۰ سال گذشته نامید و شاید حتی از آنها مهمتر بهمثابهی تکستارهی سپهر شعر زنان ایران بر قلهای رفیعتر نشاند؟ تحول در فروغ و در شعر فروغ از کی و چگونه شروع شد و به کجا رسید و این دگرگونی در نگاهش به جامعه و پیرامونش، و به مفاهیمی که همیشه در کشاکشی شدید و آشکار با آنها بود چه تأثیری داشت؟ حورا یاوری، پژوهشگری است که فروغ را از زاویهی تحول و رسیدن به نقطهای تحلیل میکند که آن نقطه جایگاه برابر دیدن پدیدهها و دیگریهاست. نقطه و ارتفاعی که چشمانداز جهان تازهای را به روی فروغ گشوده که نوآوریهای شعرش و دوران دوم کارنامه شعریاش بزرگترین دستاورد آن است. همان جایگاهی که به تعبیر یاوری فروغ را به یک پرسش پایانناپذیر بدل کرده است.

به نظر میرسد فروغ فرخزاد نهتنها در شعر مدرن فارسی بلکه در شعر فارسی به جایگاهی تثبیتشده رسیده است. فروغ این راه را چگونه طی کرد؟
پرسش شما پرسش مهمی است و در پاسخ آن باید عوامل و معیارهای متعدد اجتماعی، فرهنگی و تحولات و دگرگونیهای ایران در گذر از قرن نوزدهم به قرن بیستم و دهههای پس از آن، و شرایطی را که به بالیدن و رشد شاعران و نویسندگانی متمایز از نسل های پیشین میانجامد در نظر داشته باشیم. امروز از انتشار «قصهی رنگ پریده، خون سرد»، نخستین مجموعه شعر نیما، «یکی بود یکی نبود» نخستین مجموعه داستان جمالزاده، و «جعفر خان از فرنگ آمده» نخستین نمایشنامهی مدرن فارسی نوشته حسن مقدم، در سالهای ۱۳۰۰ و ۱۳۰۱ نزدیک به یک قرن و از مرگ فروغ فرخزاد بیش از نیم قرن میگذرد، و فرصت خوبی است که به تحولات شعر و ادب فارسی در گذر از این …