و سرانجام تو در فنجانی چای فروخواهی رفت
مثل قایق در گرداب
و در اعماق افق، چیزی جز دود غلیظ یک سیگار
و خطوط نامفهوم نخواهی دید

ویلیام بلیک؛ شاعر رومانتیک انگلستان دفتری دارد به نام «آوازهای معصومیت و تجربه». مؤلف کتاب سیری در ادبیات انگلستان دراینباره میگوید بلیک در این کتاب دو وضعیت متضاد روح انسانی را نشان داده است. ما با بینشی تخیلی از معصومیتی در این کتاب مواجهیم که تجربهی زوال و درگیریها و افول زندگی آن را خدشهدار می کند. اتفاقاً دنیای شعر فرخزاد هم بر همین تقابل مفهومی استوار است و این موضوع شاید بتواند مبحثی برای جستاری در ادبیات تطبیقی باشد، در ضمنِ اینکه تجربهی بلیک با تقریباً دو قرن تأخر در ایران مکرر میشود. البته این نوع از تجربه ذیل عنوان کلی تجربهی شاعرانهی مدرن هم میتواند بگنجد. چرا که در شعر، ما از یکسو با یک جور اسطورهمحوری سروکار داریم که به جهان به شیوهای خردورزانه نگاه نمیکند و از سوی دیگر شاعر امروز دیگر به روشنی میداند که از جهان اطراف او به واسطهی تجربهی مدرنیته، اسطورهزدایی شده است. این نوع از تضاد و تقابل، البته تضاد و تقابلی است متشکل از اجزاء و عناصری که در کشمکشی دائمی سعی در گریز از هم دارند، حال آن که طبیعتاً می بایست در کنار هم آرام بگیرند و این …