۱. بیماریهای سایکوسوماتیک یا روانتنانه انگار نمونههای عینی اکسپرسیونیسم در جهانِ واقع هستند؛ دردی درونی و روحی که نمودی بیرونی و فیزیکی مییابد و هیچ پیوند منطقی و مستقیمی با نژندی درونی ندارند، یا به عبارتی آن نژندی لزوماً ارگان خاصی را در بدن هدف نمیگیرد و در هر فرد شکل بروز آن تغییر میکند. این نمود اکسپرسیونیستی فیزیولوژی انسان قدمتی همپای تکوین روانکاوی دارد؛ «آنا او» بیمار مشهور فروید با اختلالاتی از این دست او را به استفاده از درمان هیپنوتیک و ایجاد پیوندی میان تن و روان مجاب کرد. حالا با شاعری طرف هستیم که در شعرش(نقل به مضمون) «روانتنی گیر میکند به پای چپ». شقایق شاهرودیزاده به شهادت شعرهایی که از او در دست ماست، تمرکز زیادی دارد روی ایجاد پیوند میان آلام روحی و بروز عینی آنها. چنین است که خواهناخواه آن خصلت اکسپرسیونیستی در شعرش پررنگ میشود و هر شعرش هم تعبیرگرا از کار درمیآید و هم خود نیازمند تعبیر است. در عین حال او میکوشد خصلتهای روانتنی را در شعرش نیز اجرا کند؛ اختلال گفتار، بافت هیپنوتیک تداعی در ناهشیاری و نیمههشیاری، تدوین موازی المانهای فیزیولوژیک و سایکولوژیک و نهایتاً دست بردن به انبارهای آکنده از مواد خام کمپلکس و کنش و اضطراب که اتفاقاً بیشتر با حافظهی تاریخی و آرکیتایپ (گفتمان مذهبی، نمادهای عرفی و جنسیتی، نقشپذیری و...) …
ویژه مشترکین بینهایت
این نوشته را پسندیدی؟
اطلاعات چاپ
این نوشته در شماره ۱۰ مجله وزن دنیا (آبان ۱۳۹۹) منتشر شده است.