موقعیت جدید راوی<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

موقعیت جدید راوی

اشاره ای به شعر شقایق شاهرودی‌زاده

ماهنامه وزن دنیا

۷ دقیقه مطالعه

sharebookmark

رستاخیز

شبحی مسخ‌شده در مواجهه‌ای ناخودآگاه با گناه و تطهیر و غیاب آمرزش، مواجهه با جریان کور و نابه‌خودِ روان از خلال ماهیتِ کلام، از خلالِ بار سنگینی که کلمه در ساحت روان و شعر دارد. شعر رستاخیز، شعر نخستی که درباره اش حرف می‌زنیم، دست بردن در سیلانِ دلالت‌های روان است و بیرون کشیدنِ چیزها از تاریکی، بیرون کشیدن معناها و آواها از تداعی‌هایی که لزوماً منطق علی و ربط وثیقِ متداعی ندارند با هم، چرا که اساساً تداعی‌ها در ساحت روان چنین منطقی ندارند با هم. آن «زمانی» که ما در عالم خودآگاهی درک می کنیم، یا سعی می‌کنیم که به شیوه‌ی خطی بفهمیمش، در ساحت روان ذاتی دیگرگونه دارد، منطق علی معنا هم آن‌طور که توسط خودآگاه سعی در بسامان کردن و انسجام بخشی و یکپارچه سازی و هویتمند کردنش داریم، در تداعی‌های ناخودآگاه واجد چنین خاصیتی نیست. غیرخطی بودن تداعی‌ها و طفره رفتن و امتناع از بیانگری سرراستی که وضعیتی را روشن و شفاف و مشخص بسازد، از این دست است، در این شعر.

از طرف دیگر، ممکن است شعر دعوتی برای تشخیص یک هسته‌ی روایی به نظر بیاید یا حتا مؤلفش آن را در نظر داشته باشد، روایتی برای مثال از این قرار که ماجرایی طی شب اول و شب دوم و سحرگاه نخستین روز هفته رخ می‌دهد و طی آن اتفاقاتی بین راوی شعر و «تو» در …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۱۰ مجله وزن دنیا (آبان ۱۳۹۹) منتشر شده است.