دستکم، در تاریخ ترجمهی شعر مدرن به فارسی، کارهای قابلاعتنا را اگر در نظر آوریم، به دو سنّتِ واگرا میرسیم؛ یکی سنّتیست، در شمارهْ بیشمار، که بنا داشته وُ دارد تا رونوشتی فارسیشده از متنی غیرفارسی بهدست دهد وَ آمیزهایست از زیباییشناسیِ انتقالی، که سعی دارد تأثیراتیْ حسّی وَ برانگیزنده از شعرِ اصلی برگیرد وُ به نسخهی فارسیشدهی آن منتقل سازد، وَ نیز سعیای در انتقالِ مفهومی وُ بازآفریدنِ برخی از سازمایههای تخیّل در حاصلِ کار؛ دیگری، که البته در اقلیّت است ازحیث سابقه وُ شمار وُ مثال، آنیست که سعی در عملیْ دارد که میتوان آن را بهنام ترجمه ولی بهکام «شعرافزایی» در نظر آورْد. دراینجا، «شعرافزایی» را سکّه میشود زد درمعنای افزودنِ به شاخوُبرگِ یکِ بوطیقایِ شعریِ معیّن که پیشاپیش در فارسی وجود میداشته وَ سبْکِ بیان وُ حالتِ نوشتاری وُ شکلِ قرائتِ خود را دیکته میکرده. یعنی، در نمونهی اوّل، بهسبیل مجاز، سایهی متن اصلی بر دیوارِ ترجمه میاُفتد وَ در گونهی دوم، سایهی متن ترجمهشدهْ سراسرِ دیوارِ متن اصلی را فرومیپوشد. سنّت نخست آنقدر وسیع وُ پُرمثال است که چندان نمونهای نمیخواهد چون همهشمول است و اغلب مترجمان شعرِ مدرن به فارسی را شامل میشود. دومی، امّا، بحثاش قدری متفاوت است وُ باید استثناءها را براش شاهدمثال آورْد. این بحث، البته، به ترجمهی شعر نیز محدود نمیشود، وَ نگاهی که در پسِ این دو رویکرد، به ترجمه در عامترین معنای آن، جریان دارد آنقدر ریشهای وُ درازدامن وُ بحثانگیزست که ترجمهی انواع متنها، از داستان وُ رمان تا فلسفه وُ روانکاوی وُ غیره را نیز شامل میشود؛ یعنی، شاید گزاف نباشد بگوییم در پسِ این دو نگاهِ متعارض به ترجمهی شعر، در …
ویژه مشترکین بینهایت
مروری تحلیلی بر کارنامهی محمدعلی سپانلو: سپانلو و الهی
بحثی خاصّ در ترجمه با نتایجی عامّ برای شعر فارسی
۱۳ دقیقه مطالعه
این نوشته را پسندیدی؟
۱
اطلاعات چاپ
این نوشته در شماره ۹ مجله وزن دنیا (مهر ۱۳۹۹) منتشر شده است.