مروری تحلیلی بر کارنامه‌ی محمدعلی سپانلو:‌ در زورق مرقع و ریحان<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

مروری تحلیلی بر کارنامه‌ی محمدعلی سپانلو:‌ در زورق مرقع و ریحان

نگاهی به افسانه‌ی شاعر گمنام

ماهنامه وزن دنیا

۷ دقیقه مطالعه

sharebookmark

هنوز بر سر آنم که مهم ترین اثر شعری محمدعلی سپانلو «افسانه‌ی شاعر گمنام» است. این منظومه شرح شاعرانه‌ی سفر یک راوی به اعماق ادبیات و تاریخ و درواقع، تاریخ ادبیات است. شرح پرسه‌زدن راوی بازمانده از یک کشتار که حالا قرار است تاریخ را از نو بنویسد و در این از نو نوشتن تاریخ میان خاطره‌ها و دال‌های تاریخی پرسه می‌زند. در ارتباط با این کتاب باید به دو نکته‌ی مهم اشاره کرد.

نکته‌ی اول این‌که این دفتر یک پروژه‌ی شعری است؛ یک پروژه که ایده‌ی آن منظومه‌ای است شاعرانه از پرسه‌زدن لابه‌لای اتفاقات تاریخی؛ اتفاقاتی تاریخی که البته در ساحت امر شخصی رخ می‌دهند. کتابی به منزله‌ی یک کل که اجزایش در مجموع نیرویی معنادار دارند. یک کتاب که کولاژی از لحظاتی تاریخی است که هرکدام دری به عمارتی است، هرکدام دالی از یک گفتارند. یکی تفسیر متفاوتی از قصه‌ی وزیر ایرانی عباسیان است که تازیانه خورده است. یکی دیگر روایت سرباز تیمور است که دل در چشم دختری ایرانی می‌بندد که به او تجاوز کرده و سربازی دیگر سر از تن دختر جدا کرده است و حالا زمرد چشم دختر، نگین کله‌منار است و سرباز مغول، شوریده از عشق چشم او. این‌طور پروراندن مضامین تاریخی، برای نمونه عشق سرباز مغول به دختر ایرانی مقتول، صرف نظر از این‌که پیشنهاد نوشتن تاریخ را از نو می‌دهد، صرف نظر از این‌که می گوید بیایید تاریخ را از منظر دیگری روایت کنیم و تفسیرهای گوناگون را پیش …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۹ مجله وزن دنیا (مهر ۱۳۹۹) منتشر شده است.