
هنوز هم سبک مداحیاش با همه فرق دارد. کمتر کسی صدای محزون مناجاتخوانیاش را شنیده و اشک نریخته است. حاج ماشاءاللّه عابدیفرد الگوی مداحان جوان بسیاری است، پیرغلامی که سیره اهلبیت(ع) در سراسر زندگیاش جاری و ادب نوکریاش زبانزد است. صدایش دلنشین است، اما ملاقات و گفتوگو با حاج ماشاءاللّه عابدیفرد لذت دیگری دارد. او که در محضر بسیاری از علما مداحی کرده و همیشه مورد توجه و تشویق آنها بوده است با متانت، آرامش و مهربانی پاسخگوی سؤالاتمان میشود، هرچند با تواضع و فروتنی از گفتن بسیاری از خاطراتش پرهیز میکند.او همیشه ساده زندگی کرده و با حقوق معلمی گذران زندگی کرده و مثل برخی از همصنفانش نوکری اهلبیت(ع) را برای خودش شغل و محل درآمد نمیداند. گفتوگوی متفاوت و جذاب ما با حاج ماشاءاللّه عابدیفرد خواندنی است.

حاج آقا اجازه بدهید گفتوگو را با یک سؤال خودمانیتر شروع کنیم. چرا اسمتان ماشاءالله است؟ هیچ وقت از پدر و مادرتان درباره این نامگذاری پرسیدهاید؟
ما ۵برادر و ۳خواهر هستیم. من پنجمین و کوچکترین برادر هستم. پدر و مادرم اسم مرا به این دلیل ماشاءالله گذاشتند که وقتی اسمهای برادرانم را بهترتیب میگفتند، با گفتن آخرین اسم -ماشاءالله- چشم نخورند. بچه محله مولوی که در قدیم به صابونپزخونه معروف بود، هستم. البته اصلیتمان اصفهانی است و پدر مرحوممان شناسنامه من را از اصفهان گرفت تا بعدها که سرباز میشوم آدرس ما را پیدا نکنند و سراغ من نیایند.
چه شد که وارد مداحی شدید؛ علاقه شخصی خودتان بود یا خانواده در این زمینه تأثیر داشتند؟
پدر و مادرم خیلی مذهبی بودند. پدر مرحومم صدای خوشی داشت و گاهی نیمهشبها از صدای گریه و مناجاتهایش بیدار میشدیم. کتاب مفاتیح کوچکی از ایشان …