
یک شعر از امید هژبری
متولد ۱۳۶۹ شیراز، ساکن گچساران.
...
میخواهم یک نام را فراموش کنم
تا بارانیکه میبارد عادیتر از همیشه، در آستانهی آبان باشد
ماهی معمولی از فصلی معمولی تر
یک برگ/ یک قرن/ هزار سال
میریزد از شاخهها و من، نامی را میجویم
یکنام که در گوشههای تاریک همیشه خود را پنهان کرده است
آدرس خانهاش را از درختان پرسیدهام
اما هیچکس با من حرف نمیزند
***
پیش از این گفتهام «خسته از شنیدنم
وقتی هر کلمه میتواند معمار دیواری تازه باشد
میخواهم نگاه کنم
نگاه»
***
اما، نوری نیست که تصویرت را در دایره چشمم بسوزاند
ص…