از میان این پنج شعر آندیگری، شعری است که شدیدتر فضا به فضا می شود و در ضمن، این کار در آن به سهولت صورت می گیرد. نکتهی جالب در این شعر این است که سیر تداعیها در ظاهر بر اساس قافیه، هموزنی دو بهدوی بعضی واژها و در کل، یک ویژگی آوایی است که دارد پیش میرود. اما اینطور نیست و این تکنیک صرفاً لاپوشانی، تظاهر یا جعل اتفاقی دیگر است. حقیقت آن است که شعر براساس منطق درونی و ترکیببندی مضمونی دقیقی که با یک گشتوگذار تاریخی نسبت دارد، پیش میرود. حتی گشتوگذار هم ممکن است کمی سرسری جلوه دادن ماجرای این شعر باشد. صدای این شعر از لابهلای زخمهای تاریخی برمیخیزد. گویی که کلیپی متشکل از تصاویری جانسوز را میبینی با یک صداگذاری طنازانه. منتها این صداگذاری طنازانه گویا که آوای کمیکی است که روی یک کولاژ تراژیک سوار شده باشد. چه بهتر! که گفته است به تراژدی نمیتوان پوزخند زد؟ مگر سلاخ …
ویژه مشترکین بینهایت
این نوشته را پسندیدی؟
اطلاعات چاپ
این نوشته در شماره ۹ مجله وزن دنیا (مهر ۱۳۹۹) منتشر شده است.