ادبیات در پایان پارادایم چاپ<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

ادبیات در پایان پارادایم چاپ

بحثی در لوازم نظری و روش‌شناختی نگارش تاریخ ادبیات ایران پس از انقلاب

ماهنامه وزن دنیا

۱۲ دقیقه مطالعه

sharebookmark

در نیمه‌ی دهه‌ی هشتاد شمسی شروع به نوشتن کتابی تاریخی درباره‌ی شعر نوِ فارسی پس از انقلاب کردم. در سال هشتاد و هشت متنی نوشتم که به عنوان مقدمه‌ی آن کتاب دشواری‌های پیش روی چنان پژوهشی را نشان دهد. (برخی از آن دشواری‌ها تخفیف یافته و برخی تشدید شده‌اند.) اخیرا در گفت‌وگو با تحریریه‌ی «وزن دنیا» قرار شد که افراد مختلف گاهی ملاحظاتی راهبردی درباره‌ی شعر فارسی را بنویسند. در همین راستا پیش‌تر یادداشتی با عنوان «روشنفکران ادبی و یک خطای راهبردی» را منتشر کردم. اکنون هم فرصتی دست داد، تا مقدمه‌ی منتشر نشده‌ی آن کتاب را ویرایش کنم و برای چاپ به «وزن دنیا» بسپارم. این متن را باید در کنار سایر مباحثی دانست که گاه و بی‌گاه تحت عنوان «بحران سیاست‌گذاری در مطالعات ادبیات فارسی» مطرح کرده‌ام. اگر فرصتی دست بدهد، آن مباحث را هم به صورت منظم‌تر در همین جریده منتشر خواهم کرد. لازم به ذکر است که عمده‌ی این مباحث را می‌توان نه فقط در نسبت با شعر معاصر فارسی، بلکه در نسبت با مطالعات ادبیات کهن فارسی، داستان‌نویسی معاصر و روشن‌فکری ادبی رهگیری کرد. اگر فرصت بیشتری بود متن می‌توانست محققانه‌تر و دقیق‌تر باشد، آن فرصت وجود نداشته و خواننده باید با تسامح و آسان‌گیری با متن همراه شود.

نوشتن تاریخ یک دوره، کاری دشوار است. هنگامی که محقق در حد توانش همه‌ی داده‌ها را گرد آورد، تازه باید آن‌ها را طبقه‌بندی و تحلیل کند و هنگامی که او می‌خواهد تحلیل‌هایش را بر اساس داده‌هایش بنا کند، متوجه می‌شود که در هنگام جمع‌آوری داده‌ها شدیداً تحت تأثیر تحلیل‌هایش بوده است. از همین‌جاست که بین جمع‌آوری داده‌ها، نظریه، روش، طبقه‌بندی و... ارتباطی ناگسستنی ایجاد می‌شود؛ نه تنها لازم است درباره‌ی «داده»‌هایمان …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۱like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۹ مجله وزن دنیا (مهر ۱۳۹۹) منتشر شده است.