ملاقات در کارپات
«فکر کردی میتونی از سرنوشتت فرار کنی؟»پروفسور ون هلسینگ خطاب به هارکر در نوسفراتو سمفونی وحشت .هر دوی اقتباس سینمایی و رمان اورژینال مبنع اقتباس نوشته ی برام استوکر، دراکولا شباهت خانوادگی به داستان «ملاقات در سامرا» از سامرست موام دارند. داستان تاجری که در یک ظهر، با مرگ در بغداد رو به رو میشود، وحشت زده به سامرا میرود غافل از اینکه ملاقات اصلی با مرگ، عصر همان روز در سامرا برایش رقم میخورد.
هارکر به ترانسیلوانیا سفر میکند،به قصد اینکه عمارتی را به کُنت مرموز بفروشد،اما چیز دیگری که بین آن دو (ناخواسته) هنگام عقد قرارداد مبادله میشود تصویر نامزدش میناست که به نوسفراتو دسترسی و توانایی تسخیر روح او را میدهد (دلیل اصلی که در فیلم مورنائو کنت به دنبال تملک آن عمارت است) پس هارکر برای فرار از قصر کنت نقشه میکشد و سوار بر اسب به سمت خانه راه میافتد، غافل از اینکه کنت زودتر از او به راه افتاده و برای رها کردن محموله ی مرگبار موشهای طاعون زده، در بندر آرام زادگاه او به انتظارش نشسته. مورنائو هم گرفتار این چرخه ی ملاقات در سامرا شد. شواهدی که از آخرین سفر زندگی اش از لس آنجلس به مونتری، برای فرار از سرنوشتی که برایش رقم خورده بود به جا مانده، این موضوع را تایید میکند.مورنائو در ۱۱ ام ماه مارس سال ۱۹۳۱ در یک تصادف رانندگی وحشتناک نزدیک سانتا باربارا در مسیری که برای دریافت جواز سفر با کشتی، عازم نیویورک بود درگذشت. بعد از اینکه پیشگوی او هشدار داده بود از مسافرت زمینی امتناع کند ساخت آخرین فیلم مورنائو، داستان دریاهای جنوب که نه روز بعد از مرگش به نمایش درآمد هم سرنوشت شوم مشابهی داشت نه فقط به خاطر حواشی تولیدش -با همکاری مورنائو و رابرت فلاهرتی که در ابتدا …