قاسم آهنین جان، به جز هرمز علیپور، از نظر سن، همنسل دیگر شاعران هستهی نخستین موج ناب (آریا آریاپور، سیدعلی صالحی، یارمحمد اسدپور و زندهنام سیروس رادمنش) است. اینکه در آغاز این نوشتار نام آهنینجان را به زلف موج ناب گره زدهام؛ البته بدان معنا نیست که برای مثال شعری از او هم زیر عنوان این شعبه از شعر مدرن فارسی در مجلاتی مانند تماشا یا بنیاد که پایگاه انتشار شعرهای شاعران وابسته به موج ناب بودند، چاپ شده است، بلکه بیشتر از این چشمانداز نام او را با موج نابیها به هم درپیوستم که از آغاز شکلگیری شخصیت شاعری آهنینجان و برآمدن نامش در دفتر شاعران خوزستان و ایران اسیر مغناطیس ذهن و زبان آنان بوده است.
قاسم آهنینجان کمی دیر و در میانهی دههی شصت خورشیدی، از سودای سینما و فیلمسازی دل کند و مرید شعر شد و گفتن ندارد که در آغاز، از دلباختن به جَذَبات موج ناب برکنار نبوده است و هرچند همواره به افق شعر دیگریها و شاعران حجم نظر داشته، تا به امروز برخی نشانههای همخونی با موج ناب را میتوان در شعر او به دست داد. به عبارت دیگر از سویههای بسیاری، شعر او با سرمشقهای نابگویان گره خورده است؛ اما غریبهگردانی و متفاوتنویسی و عرفانگراییاش بیشتر وامدار لحن و درونمایههای شاعران متفاوتنویس و عرفانگرای شعر دیگر است.
از آهنینجان تاکنون این دفترهای …