رفیق شعر | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

رفیق شعر

ماهنامه وزن دنیا

۲ دقیقه مطالعه

sharebookmark

سر به کوره‌ی آهن سپردم تا پا به کوره‌ی آهن نهم

و اما شیشه در هنگامه‌ی فانوس روشن می‌شود...

از توجه خورشید جرقه می‌زند و به اصل نور و صدای خویش مایل می‌شود

شیشه از سنگ است. سنگ راه می‌افتد. می‌غلتد.

آهنین جان

به قواره‌ی ریگ درمی‌آید. در بادیه چون ثعبان سینه …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۸like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در شماره ۸ مجله وزن دنیا (شهریور ۱۳۹۹) منتشر شده است.