سینما از همان ابتدای تولدش ترسناک، رعبانگیز و خیالانگیز بود. مخاطبان این سالنهای تاریک هنوز با جادوی آن آشنا نبودند و به آگاه نشده بودند. از همان ابتدا که تماشاچیان در سالن تاریک برادران لومییر شاهد ورود قطار بودند و عدهای از ایشان، به تعبیری از ترس تصادف با قطار از سالن گریختند، پایههای ترس در سینما نهاده شد. امروز هم با تمام نیروی تصویری و نظام قدرتی که بر رسانهها و استودیوهای فیلمسازی (در هالیوود و بیرون از آن) حاکم است، گاهی میبینیم که ترس جای خود را به شوک داده و از دیدن برخی تصاویر و لحظات جا میخوریم و شوکه میشویم. سینمای ترسناک به معنای اخص کلمه اما، داستانی کمی پیچیدهتر و متفاوتتر دارد.
سینمایی که امروزه ما آن را با نام ترسناک، وحشتآور و یا عناوین مشابه میشناسیم، ریشه در سنتهای نمایشی، ادبی و تاریخ هنر تجسمی نیز دارد. سنتهایی که با قصهها و روایات چندهزار ساله گره خورده و فرهنگ را میسازد. فیلمهای غالب جریان ترسناک، فیلمهایی که تلاش میکنند هولناک باشند یا صحنههای ترسناک و دلهرهآور دارند، از بسترهای فرهنگی و اعتقادی تغذیه کرده و مایه خود را از آن میگیرند. به همین علت مثلاً فیلمهای ترسناک ژاپنی برای ما ایرانیها هم ترسناک است و یا اینکه هنوز هم، بعد از گذشت حدود یک قرن از نوسفراتو، صحنه معرفی شخصیت خونآشام و باز شدن درب قلعه، همچنان نفس را در سینه حبس و لبخند را روی لب میخُشکاند.
سویههای پیشرفت و بدعتگذاری و نوآوری در سینمای وایمار آن قدر هست که در این نوشته کوتاه نگنجد. سینمای دوران وایمار گنجینهای است که به جرأت میتوان گفت آینده سینما -لااقل بخش بزرگی از نظام استودیویی، هالیوود و فیلمهای آمریکا- را شکل داد. آلمانیها در طلیعهی پیشرفت و …