اگر نوعی معماری وجود داشته باشد که رمزآلود، خیالی، فانتزی و انتزاعی باشد، لاجرم «معماری آینده» خواهد بود. معماریای که ما تنها میتوانیم آنرا در خیال خود بسازیم و تنها طرحهایی آرمانی از آنرا بر روی کاغذ بکشیم، و نه بیشتر. چه بسا معماران آرمانگرایی که چنین کردند، و آینده را در طراحیهای خیالی خویش ترسیم میکردند. همچون فوتوریستهای ایتالیایی و پُل سیتروئن[۱] [در اوایل قرن بیستم]، یونا فریدمن[۲]، کُنستانت[۳]، جنبش متابولیسم ژاپنی[۴]، پیتر کوک و آرشیگرام[۵] در دههی پنجاه و شصت میلادی. فریتز لانگ[۶] را هم میتوان در زمرهی یکی از این معماران نام برد. چرا که او نیز چنین کرده است. او از اسکیسهای آیندهگرا بر روی کاغذ و یا ماکتهای کوچک فراتر رفته، و یک شهر آینده را به صورت فیلم درآورده است. شهری و فیلمی به نام «متروپولیس»[۷]، از درخشانترین فیلمهای دورهی سینمای وایمار آلمان.
بیجهت نیست که فیلم «متروپولیس» فیلم مورد توجه معماران است. در مدارس معماری فرانسه برای دانشجویان سال دوم و سوم پخش میشود، و راجع به آن شهر آینده که فریتز لانگ ترسیم کرده مباحثه میکنند. فریتز لانگ در فیلم «متروپولیس»، که در سال ۱۹۲۷ و پس یک فیلمبرداری طولانی، بر روی پرده رفت، یک شهر آینده را به تصویر میکشد، که مادرِ همهی احساسات و تناقضاتِ دوران مدرن و جهانِ رو به پیشرفت است.
واژهی متروپولیس از دو واژهی یونانی تشکیل شده است. مترون: به معنای مادر، اندازه، و پولیس: به معنای شهر. در ترجمهی ادبی، متروپولیس به معنای «شهرِ مادر» است. چه به معنای شهر بزرگ و چه به معنای شهر زاینده. به عنوان مثال در اوایل قرن بیستم، به لندن، متروپولیس میگفتند؛ پایتخت امپراتوری بریتانیا و «مادر» سایر اجتماعها و آبادیها. …