آتفه چهارمحالیان:
۱. باغ من
۲. بازگشت زاغان
۳. غزل ۳
۴. قاصدک
۵. کتیبه
۶. آواز چگور
۷. پیوندها و باغ
۸. شاتقی زندانی دختر عمو طاووس
۹. آنک! ببین...
۱۰. روز و شب در تو
انتخاب شعر طلوع از آنهمه شعر «تر» که اخوان دارد، نه به معنای بهگزینی است و نه میخواهد آن را در نسبتی قرار دهد با دیگر اشعار و قیاسش کند با دیگر شعرهایش.
بلکه به گمان من اخوان از این شعر ساز خود را کوک میکند که محورها و شاخصههای سبکیاش را بالغانهتر و مجموع، برسازهی اندام روایت بنشاند و در ادامه، سرایندهی بهترین شعرهای خود شود. بسیاری ازمهمترین قوههای ادبی اخوان در فضای شعری طلوع ظهوردارند و به این شعر جایگاه سکویی را میبخشند برای درخشش و نمایشی جدی.
حماسهسازی از امر خُرد، مبالغه، پروردن امور و دقایق با گزافترین بیانهای وصفی به قصد تعالی بخشیدن و تبدیلشان به تصویر. توصیفهای کُند و شمرده و قاب به قاب لحظاتی با آغازهایی از پیش معین، آغازهایی متصل به پایان، همان تولد منتهی به مرگ، همان فرم دایرهبندی شدهی شعر طلوع. این شعر نشانده شده بر تن پلاتی با کمترین عناصر ممکن، بدون شخصیتپردازی، در فقدان گفتوگو، فقدان عکسالعمل، بر مبنای فضاسازی صرف، با روایتی خطی، با کمعملی و تکواقعهای در سکوت و سکون محض و قاب ِ یک اتفاق، قویترین اتفاق داستانی ِ ممکن، مرگ.
این شعر-روایت، فاشکنندهی اخوانِ ابر/راوی است. شاعر/راوی. منظومه-جوش اعظم. معظم-سرایِ ابرداستانها. از آن نوع که در شعر طلوع سروده میشوند و تنها به زبان شعر میشود به هستی آوردشان.
شعر به ظاهر …