مسعود خیام:
۱. سگها و گرگها
۲. زمستان
۳. لحظهی ديدار
۴. آواز كَرَك
۵. چاووشى
۶. باغ من
۷. آنگاه پس از تندر
۸. نادر یا اسكندر
۹. سبوى تشنه
۱۰. ميراث
مهدى اخوان ثالث نيمايىترين شاعر بعد از نيما به شمار مىآيد. از اخوان كارهاى بسيارى باقى مانده كه بسيارى از آنها تاكنون، فرسايش روزگار را تاب آورده است. اخوان فرم نيمايى را به اوج رسانيد. يكبار به اتفاق دوستان از او براى ديدار لندن و پاريس و نيويورک دعوت كرديم. خودش كه تا بن دندان چپ و شاعر و ايرانى و عاشق كلاسيكها بود، لبخند اشكآلودى زد و با لهجهی شيرين مشهدى گفت: «عزيز جُون! مِتُونى منو سمرقند ببرى؟ مِتُونى بخارا ببرى؟» كه البته نمىتوانستيم. زمان شاه نمىشد.
اخوان امانتدار بود. برخلاف بسيارى از شاعران نوپرداز كه فكر ديگران را مال خود كردهاند و شعر يا مضمون شاعران ديگر را بدون ذكر نام مرجع اصلى، به كار خويش گرفتهاند، اخوان هركجا استفادهاى كرده به صاحب اصلى كار ارجاع داده است.

در سال ۱۳۳۰ منظومهی بلندى به نام سگها و گرگها سروده كه انديشهی آن را از «شاندور پتوفى» گرفته. سگها و گرگها بيشتر داستان كودكان است. با چند سطر اول آن آشنا شويم:
هوا سرد است و برف آهسته بارد
ز ابرى ساكت و خاكسترى رنگ
زمين را بارش مثقال مثقال
فرستد پوشش فرسنگ فرسنگ
يا هنگامى كه تعبير زيباى مكنيس را در كار مىآورد بلافاصله مرجع مىدهد:
چرا بر خويشتن هموار بايد كرد
رنج آبيارى كردن باغى
كز آن گل كاغذين رويد
بىترديد معتقدم مهمترين شعر اخوان كه دروازهی ورودى شعر نو فارسى هم بهشمار مىرود «زمستان» است كه در زمستان سال ۱۳۳۴ سروده شد. در متجاوز از چهلواندى سال تدريس شعر نو، هميشه كلاس را با شعر زمستان اخوان شروع كردهام:
سلامت را نمىخواهند پاسخ گفت
سرها …