پادشاه شب<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

پادشاه شب

جُستاری بر فیلم لودویگ اثر ویسکونتی

هنر نگار

۱۰ دقیقه مطالعه

sharebookmark

لودویگ آخرین فیلم «سه گانه آلمان» لوچیانو ویسکونتی بود، در واقع این اثر محصول نهایی شیفتگی ویسکونتی به رمانتیسیسم آلمانی و متعاقب آن زوال و انحطاط فرهنگ اومانیستی بود که در جنگ دوم جهانی به اوج خود رسید. اوج بیان هنری این وضعیت و در واقع سنتز رومانتیسیسم آلمانی، موسیقی ریچارد واگنر بود که جز با حمایت های شاه لودویگ به ثمر نمی‌نشست.

هنر واگنر هم برای توماس مان و هم برای ویسکونتی بسیار حائز اهمیت است. هر دو هنر او را تحسین می کنند و هر دو از عواقب آن نگرانند، در واقع این پیوستاری تاریخیست که با رمانتیسیسم آلمانی آغاز می‌شود و در ناسیونال سوسیالیسم به اوج خود می‌رسد. چیزی که می‌توان از آن تحت عنوان «انحطاط رمانتیک» یاد کرد.

1

رمانتیسیسم ارتجاعی ضد تمدن است، علیه فرهنگ و جامعه! هیتلر معتقد بود که هیچ کس بدون درک اولیه از واگنر نمی‌تواند ناسیونال سوسیالیسم را درک کند: «آثار واگنر تجسم همه آن چیزهایی است که ناسیونال سوسیالیسم آرزو می‌کند!» البته ناگفته نماند که نمی‌توان تماما رمانتیسیسم را یک کاسه کرد. دوره های مختلفی از این جنبش درتاریخ وجود دارد. حتی رمانتیک های اولیه بسیار رادیکال و انقلابی بودند و جنبه های ایجابی داشتند، برای مثال آنها خواستار رهایی سوژه از وضعیت مکانیکی بودند که در آن دوران با رشد علوم پوزیتیو بر جامعه سایه افکنده بود، یا موارد دیگری همچون به سخره گرفتن برخی از مفروضات بنیادین عقل باوری روشنگری. البته تفاوتهای موجود در بین اصحاب رمانتیسیسم همزمان به معنای انفکاک کامل دوره های مختلف این جنبش نیست. در رمانتیسیسم اولیه و در نگره کسانی همچون نوالیس، شلگل و حتی شیلر زیبایی شناسی کردن سیاست مطرح شد که در واقع گونه ای اخلاق زیبایی‌شناسانه است برای هماهنگی و یک دست کردن …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در دو فصلنامه هنر، مجلهٔ هنر نگار ۴ و ۵ (پاییز و زمستان ۱۴۰۰) منتشر شده است.