واقعیت، رُمانتیسیسم، اِروتیسیسم و سینما<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

واقعیت، رُمانتیسیسم، اِروتیسیسم و سینما

گفتگو با لوچینو ویسݠکونتی

هنر نگار

۲۹ دقیقه مطالعه

sharebookmark

در میلان و یکی از خانواده های برجسته و اشرافی (یکی از ثروتمندترین خانواده های شمال ایتالیا) متولد شد. لوچینو ویسکونتی دی مودرونه، کنت لوناته پوزولو (۱۹۰۶-۱۹۷۶)، در سنین پایین در فضایی سرشار از هنر، موسیقی و تئاتر قرار گرفت. دوران جوانیش، در حقیقت با نقاط روشنی چون آثار رهبر ارکستر توسکانینی و آهنگسازی پوچینی و رمان نویس دانوزیو آمیخته شد. در سال ۱۹۳۶ و در سن سی سالگی به پاریس رفت و با سپاس از وساطت یک دوست مشترک یعنی کوکو شانل کار خود را در فیلمسازی و بع عنوان دستیار سوم ژان رنوار در فیلم روزی در روستا (۱۹۳۶) آغاز کرد. ویسکونتی که در این مدت یک فاشیست بود به کمونیسم متمایل شد. پس از گشت و گذاری کوتاه از ایالات متحده، از هالیوود دیدن کرد و سپس به رم بازگشت و به عضویت نشریه سینما درآمد. بار دیگر به عنوان دستیار ژان رنوار، برای فیلم توسکا (۱۹۳۹) که به دلیل جنگ ناتمام مانده و بعدها توسط کارل کوش به اتمام رسید مشغول شد.

1

ویسکونتی همراه با روبرتو روسلینی در سالوتو شرکت فیلم‌سازی ویتوریو موسولینی (پسر بنیتو موسولینی که در آن زمان به عنوان ناظر بر سینما و دیگر هنر ها مشغول بود) به فعالیت پرداخت، و در طول سالهای جنگ و احتمالا در اینجا با فدریکو فلینی دیدار کرد. او به همراه جیانی پوچینی و آنتونیو پیترانجلی و جوزپه دسانتیس برای اولین فیلم او به عنوان کارگردان فیلمنامه نوشتند: وسوسه (۱۹۴۲) به عنوان اولین فیلم نئورالیستی او، که اقتباسی ادبی از رمان پستچی همیشه دوبار زنگ می‌زند اثر جیمز.ام.کین تاحدودی مورد توجه واقع شد. حزب کمونیست ایتالیا ویسکونتی را برای ساخت یک سری فیلم در مورد ماهیگیران، معدن کاران و دهقانان در سیسیل مامور ساخت ولی تنها زمین میلرزد (۱۹۴۸) ساخته شد. این فیلم، شاخصی در …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در دو فصلنامه هنر، مجلهٔ هنر نگار ۴ و ۵ (پاییز و زمستان ۱۴۰۰) منتشر شده است.