آقای بی‌کلاه<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

آقای بی‌کلاه

تحلیلی جامعه‌شناختی بر فیلم دزدان دوچرخه

هنر نگار

۱۳ دقیقه مطالعه

sharebookmark

مقدمه

فیلم دزدان دوچرخه (۱۹۴۸) اثر ويتوريو دسيكا به‌عنوان مشهورترين فيلم نئورئاليستي و یکی از ماندگارترین و شاخص‌ترین فیلم‌های نئورئالیسم قلمداد می‌شود؛ مورد تحلیل قرار خواهد گرفت. در سطور پیش رو تلاش خواهد شد تا با استناد و ارجاع به نظریات جامعه‌شناس فقید «پی‌یر بوردیو[۱] » به موضوع تمایز و تقابل‌های طبقاتی در متن یاد شده، پرداخته شود و کشمکش نهفته در متن واسازی شده و به رشته کشف و تحلیل درآید. بدین منظور در گام بعدی، اشاره‌ای به جنبش نئورئالیسم خواهد شد و آنگاه به مدد فهم مؤلفه‌های آن و الهام از نظریه بوردیو، سکانسی کلیدی و مُعرف از فیلم مورد بررسی قرار خواهیم گرفت.

1

پوستر فیلم دزدان دوچرخه، اثر ویتوریو د سیکا، ۱۹۴۸

درآمدی بر نئورئالیسم

تا پیش از جنگ جهانی دوم و شکل‌گیری نئورئالیسم، سینمای جهان به دو دسته سینمای اول سینمای آمریکا و سینمای دوم (سینمای اروپا) تقسیم می‌شد؛ اما با تغییر گرایش فیلم‌سازان اروپایی و گسترش نگرش‌های واقع‌گرایانه و رواج فیلم‌سازی کم‌هزینه در مقابل فیلم‌های پرهزينه آمریکایی، جهانی‌شدن و پیشرفت تکنولوژی، سینمای جهان سوم جان تازه‌ای گرفت و زمینه برای رشد و گسترش فیلم‌های ساده با نگاهی انسان‌گرایانه فراهم شد. نئورئالیسم جنبشی بود که در سال‌های ۱۹۴۲-۱۹۵۳، بعد از جنگ جهانی دوم در ایتالیا پدید آمد. این سینما واکنشی به محدودیت‌های دوره فاشیسم و سینمای سال‌های ۱۹۳۰ تا ۱۹۴۳ در ایتالیا بود. عمده فیلم‌های سینمای ایتالیا در این دوره شامل کمدی‌های سرگرم‌کننده و داستان‌های تاریخی و حماسی می‌شد؛ سینمای سفارشی که در خدمت رژیم فاشیسم بود و با بازگشت به گذشته و بازنمایی حماسی روایت‌های تاریخی به استحکام حکومت فاشیسم و ریشه‌های عمیقش در جامعه ارجاع می‌داد. این جنبش همچنین …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در دو فصلنامه هنر، مجلهٔ هنر نگار ۴ و ۵ (پاییز و زمستان ۱۴۰۰) منتشر شده است.