شکوفه‌های سلولوئیدی آن شهر بی دفاع<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

شکوفه‌های سلولوئیدی آن شهر بی دفاع

هنر نگار

۱۶ دقیقه مطالعه

sharebookmark

میراث به جا مانده از بنیتو موسولینی (ایل دوچه) به مراتب، تباه کنند‌ه‌تر از مرداب‌هایی اطراف رم بود که دوچه دستور به خشکاندن آن داد. مردابی بس بزرگ و متعفن که هر آنچه را که مورد پسند دوچه نبود، در خود می‌بلعید، تمام رخدادهای سیاسی و هنری و اقتصادی که مخالف با حرکت رو به یک ایتالیای بزرگ فاشیستی بود محکوم به بلعیده شدن در «پنتینه» آن مرداب بزرگ ذهن دوچه بود!

دوچه سردمدار بزرگ فاشیسم دست به تکثیر خود زد، پیراهن مشکی‌ها که پیش‌تر در ۱۹۱۹ با کمونیست و سوسیالیسم در افتاده بودند، سخت مورد وثوقش قرار گرفت و در ۱۹۲۳ بعد از قبضه کردن قدرت، خودش و حزبش را یگانه منجی قلمداد کرد. همه در راستای او و حزب قلم می‌زدند؛ نت‌نگاری و آوانگاری می‌کردند، دست به تحریف متون ادبی می‌زدند و معنای تازه بر آنچه که پیش‌تر نوشته شده بود ارائه می‌کردند و تعریف انسان بسان آنچه که رأس قدرت می‌خواست تغییر کرد.

دوچه اعلام کرد برای خلق اثر هنری فقط داشتن شعور و خلاقیت کافی نیست، آنچه کم است مشتی آهنین و جنگاورانه برای خلق مردم بود. خلقی که باید تجلی تفکرات دوچه می‌بودند. او بر این باور بود که افکار و آرا، کنترل هنرمند در سایه هماهنگ‌سازی فاشیستی برای ارایه آنچه که مفهومش عظمت و خود بزرگ‌بینی یک شخص باشد، باید به نسل‌های آینده منتقل شود. هر آنچه که از نظر ذهن دوچه برای تکثیر مانعی داشت، از جمله نوشته‌های سورئالیست‌ها، دادائیست‌ها، انتزاع‌گراها و هر آنچه که از منظر سیاسی بی‌فایده بود، باید دور انداخته می‌شد و پدیدآورندگانشان سر به نیست شدند. اما هنوز راه برای رسیدن به پرده سینما هموار نبود.

1

رُم شهر بی دفاع؛ ساخته روبرتو روسولینی، ۱۹۴۵

دوچه هر چند روی خوشی به سینمای صامت ایتالیا نشان داد اما تا رسیدن صدا به سینما و …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در دو فصلنامه هنر، مجلهٔ هنر نگار ۴ و ۵ (پاییز و زمستان ۱۴۰۰) منتشر شده است.