رحیم طوفانی و بادی که فرار نمیکند [۱]
در فضای ادبیات تلقی بسیار رایجی وجود دارد که قُمپز در میکنند و آثار را با برچسب طنز، مصرفی میخوانند و دارای تاریخ انقضا. میشود با بخش نخست این «قُمپز-گزاره» تا حدی همراهی کرد و تأیید کرد که طنز نسبت به سایر ژانرهای ادبی، سریعتر مصرف (نخوانید استعمال!) میشود اما بخش دوم این حکم بهشدت محل تردید است. حتی دربارهی آثار طنزی که در واکنش به اتفاقات روزمره و در مورد وقایع و مصادیقی خاص خلق میشوند. چه کسی میتواند تأیید کند آثار عبید زاکانی، متون طنز سیاسی دورهی مشروطه و یا آثار عزیز نسین، تاریخمصرف دارند؟ (کی جرئت میکند؟) بهرغم اینکه برخی از این آثار در واکنش به یک واقعهی خاص تاریخی دورهی خود (تا بوده همین بوده) بودهاند. اتفاقاً آثار ادبی طنز و بهخصوص شعر طنز ظرفیت بسیار بیشتری برای راه یافتن به و فرو رفتن در فرهنگ شفاهی یک قوم و تبدیل شدن به شمایل رفتارشناختی و مردمشناختی …