سینمای ایتالیا در حدفاصل جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم- بهلحاظ سیاسی از تاسیس حزب فاشیست توسط بنیتو موسولینی در سال ۱۹۱۹ تا ترور او در سال ۱۹۴۵-یکی از دورههای تاریک تاریخ سینماست. سینمای ملیای که ملودرامها و نمایشهای باشکوه آغازینش، هنر نوظهور را به جایگاهی رفیع (و تولید فیلم داستانی بلند) ارتقا داده بود و با تولید فیلمهای نئورئالیستی در اواخر دهه ۱۹۴۰، فیلمسازی را دگرگون کرد، به نظر در دوران فاشیسم سترون شده بود. که نمونه آن تصویر تار و غیرشفاف فیلمهای این دوره است: تصویر تلفنهای سفید[۱] و پیراهنهای مشکی[۲]، کمدیهای محتاطانه (سترون)،سریالهای احساساتی[۳] غمانگیز و تولیدات تاریخی عظیم و پرطمطراق در ستایش قیصرهای قدیمی و جدید.
موسولینی، همچون لنین و هیتلر، اهمیت حیاتی این هنر عامهپسند را دریافته بود. اما او بیش از آنچه برای گردش صنعت فیلم لازم بود، انجام داد. رژیم او، یک فیلمخانه ملی(ایستوتو لوچه)، یک مدرسه فیلمسازی (سنترو اسپریمنتاله[۵]) و یک استودیوی فیلمسازی (چینهچیتا[۶]، که در سال ۱۹۴۴ بهعنوان کمپ آوارگان مورد استفاده قرار گرفت) بنا کرد. او همچنین جشنواره فیلم ونیز را تاسیس کرد. که در سال ۱۹۳۸ مفتخر به اولین نمایش فیلم لوچیانو سرا، خلبان[۷] شد. فیلمی که «با نظارت» ویتوریو موسولینی، فرزند دیکتاتور، ساخته شده بود. شگفت آنکه در طول این دوره، و درون این سیستم دولتی، کارگردانها فیلمهای سرگرمکننده پیچیده و سرزنده میساختند-و هرازگاهی، چیزی بیش از آن.
بازبینی سینمای پیش از نئورئالیسم ایتالیا (۴۴-۱۹۲۹) نشان میدهد که برخلاف تصور ما، در برخی از این سالها-مخصوصا سالهای بعد از پیدایش صدا در سینما- با سینمایی غنی و متنوعی روبرو هستیم. آنچه ما انتظار داریم، …