رینر بنهام[۱] در فصل پایانی کتاب «مگا استراکچر[۲]» [اَبَر سازه، منتشر شده به سال ۱۹۷۶] با سرفصل «پَسگفتار: معنای اَبَرسازه[۳]»، و در مقام نتیجهگیری و جمعبندی کتاب، به ساختمان مرکز پمپیدوی پاریس به عنوان نمونهای متاخر و مهم از یک پروژهی اَبَرسازهی اجرا شده اشاره میکند. پروژهای که کمابیش همزمان با چاپ کتاب بنهام، بازگشایی شد.

بنهام در اشاره به پروژههای اجرا شدهی اَبَرسازه، در پَسگفتار کتابش چنین مینویسد:
«به نظر میرسد عاملِ «ارادهی راسخ» [برای ساختن یک پروژهی اَبَرسازه] تعیینکننده بوده است. اگرچه بسیاری از معماران دهه شصت ممکن است تمایل به شواهدی داشته باشند مبنی بر اینکه اَبَرسازهها به طور طبیعی از درون شهرهای آن زمان رشد کردهاند،اما از نظر تاریخی میتوان گفت که منظور آنها هیچ اَبَرسازهای که به طور آگاهانه به این فُرم و این کانسپت طراحی شده باشد، نبوده است. مگر اینکه تنها از نظر فُرم، طرحهایی شیداگونه بودهاند و بازی با فُرم کردهاند. »
«اما این مساله از همان آغاز برای بنای مرکز شهری کامبرنولد[۴] صدق میکند، بنایی که در مرکز شهر، استوار ایستاده است و تنها عامل تعیینکنندهی افراشتگی این بنا، ارادهی راسخ طراح آن، جفری کوپکات[۵] بوده است، هر چند دستان دیگر ممکن است در طراحی جزئیات و اجرای آن نقش داشته باشند. با این حال، ارادهی شخصی تا پایان یافتن چنین پروژههایی، مهم و تاثیرگذار باقی میماند، که به عنوان نمونهای دیگر باید به مرکز پمپیدو - که قبلاً به عنوان مرکز بوبورگ[۶] شناخته میشد - در پاریس اشاره کرد.»
بَنهام در تشریح این ارادهی راسخ، پای عالیترین نهاد سیاسی فرانسه را نیز بهمیان میکشد و از مداخلات مصمّم کاخ الیزه میگوید، که حامی پروژه بود، هم از لحاظ …