جان مورآل میگوید طنز، حاصل قرار گرفتن در موقعیت خوشایند شناختی است. شاید بتوان به این تعریف این را اضافه کرد که طنز نوعی فرآیند رهایی از تنش است. آمیزهای از خوشی و تاسف!
در ادبیات و به طور خاص شعر معاصر ایران، غیر از شاعرانی که ژانر طنز را برای بیان دیدگاه و خلق اثر خود برگزیدهاند، با انبوه آثاری مواجهیم که نمیتوان کلیت اثر را طنز اطلاق کرد اما شاعر با احاطهی کامل به فلسفه طنز آن را در خدمت خویش درآورده است.
در آثار این دست از شاعران با سه رویکرد روبهرو هستیم. دستهی نخست زبانی که حاوی ایدئولوژی است. دستهی دوم طنزی ژرف با رویکردی به کنه ماهیت انسان و اندیشهاش. و دستهی سوم طنزی چند وجهی و دور از هیاهو.
در دستهی نخست ، این ایدئولوژی میتواند سیاسی، مذهبی یا حاصل واکنش شاعر به وقایع سیاسی اجتماعی پیرامونش باشد.
شاعر معترض برای بیان دیدگاه انتقادی و اعتراضیاش به وضعیت موجود، طنز را به کار میگیرد تا از طریق آن به رویدادهای پیرامونش اعتراض کند یا آنها را به سخره بگیرد.
به عنوان نمونه در شعر ای مرز پر گوهر ، طنز فروغ حاصل اندیشهی انتقادی او به نابسامانی اجتماعی است
« از فرط شادمانی / رفتم کنار پنجره، با اشتیاق ، …