بزرگ، زیباست<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

بزرگ، زیباست

هنر نگار

۸ دقیقه مطالعه

sharebookmark

خُرد، مشارکتی و فرایند محور. اینها واژگان سازنده‌ی گفتمان معماری مقبول این روزهاست. تعبیر ساده و سرراست این گفتمان پرهیز از مداخله‌های بزرگ به نفع اصلاحات خرد با در نظر گرفتن سنت‌ها و زمینه هاست. پای فرهنگ هم که پیش کشیده شود، به ویژه در جوامع حاشیه ای، این توصیه‌ها دو صد چندان می‌شود. بزرگ‌ها و انترناسیونال‌های خِرَد زدۀ تکنولوژی مآب، غول‌های کوری تصور می‌شوند که تخریب و یکدست سازی خاص‌ها و تکینگی‌ها را به دنبال خواهند داشت. در این فضا، پرداختن به بزرگ‌ها تنها تاریخی عبرت آموز است تا اینکه دعوتی به بازخوانی مسائل روز از دریچه‌ی آنها باشد. مثال هایی مثل پروژۀ نواب تهران، هر چند به معنای درست کلمه سازه ای بزرگ نیست، نمونه ای از این غول‌های بی شاخ و دم متمرکز و خانمان برانداز تصور می‌شود. اما مثل هر وضعیت دیگر، که گفتمان‌های غالب، پیش فرض‌های خود را بدیهی و غیرقابل بحث جلوه می‌دهند، گاهی تامل بر همین پیش فرضهاست که فضا را برای تغییر در بزنگاه‌های بحران باز می‌کند و دست ایدئولوژی‌ها را رو می‌کند. آیا این توصیه‌ها نیز مصداق یکی از همین وضعیت هاست؟ همانطور که خرد جهانشمول مدرنیستی جایی برای صحبت در باب فرهنگ‌ها و تفاوت‌های محلی نمی‌گذاشت، اینروزها صحبت از بومی و مردمی با تعبیر حذف دولت و هر گونه قیمومیت عمومی، همین جایگاه را پیدا کرده است. و آیا همانگونه که ما از دریچه‌ی بحران به فکر بازنگری یکسویه نگری‌های مدرن رسیدیم، اینبار نیز تنها از دریچه‌ی بحران به فکر عبور از بن بست‌های فکر معاصر می‌رسیم؟ …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۲like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در دو فصلنامه هنر، مجلهٔ هنر نگار ۴ و ۵ (پاییز و زمستان ۱۴۰۰) منتشر شده است.