
دو شعر از ابوالفضل نظری
متولد ۱۳۶۲،زنجان.
مجموعههای منتشرشده: «هنوز پنجشنبه است»، «پایان تلخ لیموشیرین»
۱
صدف
با دهان باز
مردی
با چشمهای باز
دریا
بازی در آورده است
دری- باز که
یک نفر فراموش کرده آن را ببندد.
۲
گوشهای از ذهنم را اشغال میکنی
گوشهای از اتاق را
و همیشه گوشهای از دنیا
برای پنهان شدنت
پیدا میشود
گاهی کشتی غرق شدهای هستی
از جنگ جهانی اول
گاهی انفجار یک بمب در عراق
گاهی گلولهای داغ در شقیقهی سرباز ی عاشق
که دیوار به دیوار معشوقش
شاعری زندگی میکند
و گاهی دختری میشوی
که همسایگی با تو
مرا گوشه گیر کردهاست
گوشهای که گیر میآوری
و از چشم دنیا پنهان میشوی

دو شعر از سعید توکلی
متولد ۱۳۶۴، زنجان.
مجموعهی منتشرشده: «اگر پرندهام»
۱
دیگران در جمع و من در پیلهام راحتترم
این زمان از بال یک پروانه کمطاقتترم
مثل شهری مرده با تنهاییام خو کردهام
از غروب جمعهی پاییز هم خلوتترم
کفر نعمت میکنم یا نه؟ نمیدانم، ولی
من به دنیا از غبار گور بیرغبتترم
یک نفر همدرد خود در شهر میجویم که نیست
در وطن هر لحظه بیش از …