افق‌های روانکاوی مدرن و تاثیر آن بر هنر آوانگارد<!-- --> | طاقچه
infinite

ویژه مشترکین بی‌نهایت

افق‌های روانکاوی مدرن و تاثیر آن بر هنر آوانگارد

هنر نگار

۱۳ دقیقه مطالعه

sharebookmark

هنرمند مبدع است و مترجمی میان طبیعت و انسان.

«داوینچی»

1

رنه مگریت، چراغ فیلسوف، ۱۹۳۶

گذر از نگره های مکاتب کلاسیسیسم

تاثیرات آرا و دیدگاه های ژان ژاک روسو بر اندیشه و هنر بر کسی پوشیده نیست. روسو به طور کامل سنت های فکری کلاسیسیسم و طرز تلقی پیشینیان به هنر را شکست. از نظر او هنر بیانگر و نمایشگر لبریز شدن هیجانات و انفعالات درونی بود.

داستان نوول هلوئیز «La Nouvell Heloise» روسو منشاء یک انقلاب شد، هم در شکل هنر و هم در فهم هنر. در آلمان گوته با سر مشق گرفتن از الگوی روسو این انقلاب را تثبیت کرد و به جلو راند.

او در مقاله‌ای درباره‌ی هنرهای زیبا در آلمان «Von Deutscher Baukunst» که بیشتر به یک بیانه‌ی هنری می ماند تا مقاله، نوشت:

«هنر پیش از آنکه زیبا باشد صورت‌بخش و سازنده است. هنر حقیقی غالباً بزرگ‌تر و حقیقی‌تر از هنر زیباشناختی می‌شود. زیرا که انسان سرشتی صورت‌بخش دارد که به محض این‌که زندگی‌اش تأمین شد، جلوه‌گر می‌‌شود. به این طریق است که انسان وحشی با خطوطی عجیب و غریب و صورت‌های هراس‌برانگیز و رنگ‌های زمخت (آدمک ها) و پروبال‌های چسبیده به آن، بدن خود را دوباره از نو طراحی می‌کند. با اینکه تمام این تصاویر از صورت‌های موهوم ترکیب می‌آیند، قسمت‌های موزون آن با هم جفت می‌گردند؛ زیرا که حس یگانه‌ای باعث به وجود آمدن آن مجموعه‌ی مشخص یا آن کل مفارق گشته است. از این‌جاست که این‌گونه هنر (هنر شخصی) تنها هنر حقیقی به شمار می‌رود. این‌گونه هنر وقتی که بر مبنای یک احساس باطنی و ساده و فردی و اصیل و مستقل، لاقیدانه و حتی ناآگاهانه تولید می‌شود در اطراف خود تاثیر می‌گذارد و همین هم هست که این هنر چه از توحش بدوی سرچشمه گرفته باشد و چه از حواس لطیف الهام یافته باشد، یک کل واحد است و …

این نوشته‌ را پسندیدی؟

۲like
like

اطلاعات چاپ

این نوشته در دو فصلنامه هنر، مجلهٔ هنر نگار ۴ و ۵ (پاییز و زمستان ۱۴۰۰) منتشر شده است.