عکاسی روسیه در قرن بیستم همواره با اسامی برجسته ای در دوران آوانگارد روسیه معرفی و خودنمایی کرده است. افرادی همچون الکساندر رودچنکو[۱]، ال لیسیتسکی[۲] و گوستاو کلوسیس[۳]. هر چند که در دوران پسا استالینیست و در میان هنر غیررسمی این روند، مجال پیشروی و توسعه بیشتر نیافت. دلیل مبرهن آن را میتوان اینطور بیان کرد که جریان آوانگار روسیه، به ویژه عکاسی آوانگارد، جزء جدانشدنی از پروپاگاندای تصویری شوروی بود که هنر غیر رسمی سعی در فاصله گرفتن از آن داشت. بنابراین انگیزههای نوی پیشرفت در عکاسی روسیه در حوزه هنر غیررسمی روسیه در تاریخ عکاسی آوانگارد پدیدار شد آن هم درنتیجه کم رنگ شدن مزرهایی که عکاسی را از دیگر فرمهای هنر جدا میکرد؛ پدیده ای که از مشخصههای مهم عکاسی غرب در این دوران شمرده میشود.
هنر دهههای ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ را به صورت کلی میتوان به بهره گیری عکاسی خارج از حوزه مشخص شده و مستقل خود یاد کرد. در این دوره، غالب هنرمندان، از عکاسی به عنوان محملی برای ثبت اجراها و نمایشها، پروژهها و اعتراضات سیاسی و مدنی برای روشن کردن مانیفست نظری خود و یا نمایش ایستادگی نقشهای اجتماعی گوناگون بهره میجستند. استفاده عکاسی برای ثبت رویدادهای هنری و مصور سازی (توضیح ) متون هنری نیز در دهه ۱۹۷۰ روسیه مجال به گسترش یافت. اوابل دهه در هنر غیررسمی مسکو، جریانی ظهور کرد که از آن به عنوان سوتس آرت[۴] یا مفهوم گرایی مسکو یاد میکردند. هر دو عنوان خواستگاه پیشین غربی خود در دهههای ۶۰ و ۷۰ میلادی را داشتته اند. سوتس آرت را میتوان مرتبط با هنر پاپ و مفهوم گرایی مسکو را هم متناظر با مفهومگرایی انگلیسی آمریکایی[۵] دانست که با جنبش هنر و زبان و یا با جوزف کسوت شناخته میشوند. تطابق دو اسم با اسامی …