تروتسکی یا مسخ تعهد[۱]
بحث درباره تعهد سیاسی هنر در طول قرن بیستم همه جای جهان هنر را دربر گرفته و امروز هم درجریان است. دفاع از خودآیینی[۲] مطلق هنری در واکنش به هنرمندان متعهد و بالعکس، در وضعیت تقابلی مطلق انجام میشود. با این وجود ایده خودآیینی هنر عمیقا با پروژه تعهد هنری مرتبط است. به ویژه دشوار نیست نشان دادن اینکه خودآیینی رادیکال هنر تنها به واسطه تعهد رادیکال سیاسی میتواند متجلی شود. و تنها هنرمندی که به طور مطلق آزاد و خودآیین است میتواند متعهد باشد.
کلمه «تعهد[۳]» به ویژه درمیان نوشتارهای سارتر شهرت یافت. اگزیستانسیالیسم سارتری خود را به عنوان انسانگرایی مستحکم تعریف میکرد - که معادل پافشاری بر خودآیینی رادیکال فردیت انسانی است. فرد به این ترتیب همچون نیستی[۴] محض، همچون آزادی مطلق انتخاب، همچون هستی که از پیش توسط هیچ جوهری تعیین نشده، فهم میشد. بنابراین انسان میتوانست طبیعت خویش را برگزیند، اما در همان زمان او باید دست به انتخاب میزد، چراکه اگر انسانها در نیستی منتظر میماندند، این نیستی میتوانست به سرشت آنها مبدل شود. بنا به نظر سارتر انسان چیزی جز تعهداتش نیست: هیچ شخصیت «پنهانی[۵]» در فراسوی عملکردهای فرد در جهان وجود ندارد.(۱) از این رو در ادامه اگزیستانسیالیسم سارتر انسانها تنها به میانجی رادیکال سازی نهایی خویش، میتوانند بر آزادی مطلق خود پافشاری کنند - که یعنی از طریق نشان دادن آزادی خویش به میانجی تعهد به گرایش درون-جهانی[۶] مشخصی که همزمان بایست اهمیت مثالینی برای کل بشریت داشته باشد، بنابراین چنین تعهدی مستلزم «شاخصهای مطلق[۷]» است.(۲) به این ترتیب میتوان در تعهد سارتری به آسانی « حکم زیباشناختی[۸]» کانتی را بازشناخت. از نظر سارتر تعهد تعین …