گویا بت پرستان زمانه حاضر بیشتر از هرچیز خود را بت شکن میپندارند. مدتها است که از مجادلات دهههای ۵۰ و ۶۰ میلادی گذشته ایم و از آن روزگار رویدادهای فراوانی رخداده است. لیبرالیسم با فوکویامایش در ابتدای هزاره جدید فرمان داد «همگی خفه شوید، ایدئولوژی ها مرده اند لیکن جامعه دمکراتیک سرمایه سالار پیروز شده است!». جدای از لحن این فرمان که از سرخوشی افشاکننده یک «دیکتاتور-کارآفرین-شارلاتان» حکایت دارد، بحرانهای اقتصادی-اجتماعی برآمده از این «پیروزی نهایی» خیلی زود خواب «اتاق فکرهای» کاپیتال سیتی را برآشفت. جدال از نو آغاز میشد. ایدئولوژی «بازار آزاد» و هم پالگی هایش ایدئولوژی «چگونه موفق شویم»، «چگونه بخت را برای خود شکار کنیم»، «چگونه شکارچی بهتری باشی» یا همان نولیبرالیسم بدون داشتن مانعی دربرابر خود بیشتر از همیشه برهنگی اش را به نمایش گذاشت.
جدای از اینکه گزارههای بالا را بپذیریم یا نه، ماهیت ماخولیایی جدال چپ و راست در جهان پسا-ایدئولوژیک همچنان خواب فرهنگی ما را میآشوبد. گویی نیروهای دخیل هنوز در ساحت جنگ سرد زندگی میکنند و دوست ندارند با این ویرایش جدید از بربریت رو در رو شوند. استدلالهایی که مدام «استالینیسم مخوف» را در کنار «هیتلریسم هیولایی» …